۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

هزینه ها ی بالا برای روزنامه نگاران کورد


روزنامه نگاری کوردی که تاریخ آن به ۱۱۷ سال قبل یعنی انتشار اولین شماره روزنامه ی کوردستان در سال ۱٨۹٨ توسط مقداد مدحت بدرخان در قاهره می رسد، حداقل در ایران نتوانسته است آنچنان که باید آزادانه فعالیت و رسالت خود را به انجام برساند.
فضای پلیسی و امنیتی حاکم بر ایران و به ویژه کوردستان باعث شده است که روزنامه نگاری متعهد در کوردستان و ایران هزینه ی بالایی برای روزنامه نگاران به دنبال داشته باشد.
این امر باعث شده که اکثر روزنامه نگاران کورد همان فعالان سیاسی باشند که بیشتر فعالیتشان در خارج از مرزهای ایران باشد. روزنامه نگاری و روزنامه نگاران در تبعید بخش بزرگ و قابل توجه و تاثیرگذار روزنامه نگاری کوردی در کوردستان ایران را تشکیل می دهند.

بعد از انقلاب ۱٣۵۷ در مدت دو سال حدود ۴۰ نشریه در مناطق کردنشین منتشر شده است. ولی بعد از سال ۱٣۶۰ و تا اواخر سال ۱٣۷۰ تنها دو نشریه حق چاپ داشتند که اولی توسط سپاه پاسداران به چاپ می رسید با نام {اصحاب قلم} و دومی توسط قرارگاه خاتم النبیاء سپاه پاسداران با مدیر مسئولی رحیم مشایی تحت عنوان {سروه}. در دواران اصلاحات رونامه ها و نشریه هایی تا حدی آزادتر منتشر شدند ، که با پایان دوران اصلاحات اکثرا بسته شدند. {کاوه قریشی،۱۱۲ سال مطبوعات در کردستان، روزآنلاین}

عدنان حسن پور، روزنامه نگار هفته نامه ئاسو که در سال ۱٣٨٣ دستگیر شد با محکومیت اعدام مواجه گشت و بعدها این حکم به ۱۵ سال زندان تقلیل یافت.
محمد صدیق کبودوند نیز که در سال ۱٣٨٣ بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بود از تیرماه سال ۱٣٨۶ به یازده سال زندان محکوم شد که تاکنون نیز در زندان است.
در آن سالها روزنامه نگاران کورد دیگری نیز بازداشت و زندانی شدند. در این دوران تا اندازه یی دست روزنامه نگاران کورد باز شده بود و روزنامه های غیرحزبی به میدان آمده بودند، ولی با سرکار آمدن دولت احمدی نژاد بار دیگر روزنامه نگاری و روزنامه نگاران به بیرون از مرزها رانده شدند و روزنامه نگاری کوردی به خارج از کشور عزیمت کرد.
ایران یکی از خطرناک ترین و ترسناک ترین کشورها برای روزنامه نگاران به شمار می آید. گزارش های سازمان های جهانی حامی مطبوعات و روزنامه نگاران، سازمان گزارشگران بدون مرز، خانه آزادی و و کمیته حمایت از روزنامه نگاران بیانگر این واقعیت تلخ است.
سازمان گزارشکران بدون مرز در فوریه ۲۰۱۵ ایران را در رتبه ۱۷٣مین کشور در بین ۱٨۰ کشور از لحاظ آزادی مطبوعات قرار داد.
این سازمان ابراز نمود که وعده های حسن روحانی در بهبود وضعیت آزادی مطبوعات هنوز بی نتیجه مانده است و حکومتگران ایران هنوز کنترل همه جانبه یی بر اطلاع رسانی انجام می دهند.
خانه آزادی freedom house ایران را از میان ۱۹۹ کشور در سال ۲۰۱۵ در رتبه ۱۹۱ قرار داده است و ایران در بین ده کشوری قرار دارد که وضعیت آزادی مطبوعات در آنها در زمره بدترین بدترین ها قرار دارد.
فصل دوم قانون مطبوعات جمهوری اسلامی ایران, رسالت روزنامه نگاران و مطبوعات در ایران که پیشبرد قانون اساسی و تحکیم شعار نه شرقی و نه غربی است تعیین نموده است.
فصل های سوم و چهارم این قانون، حقوق و حدود مطبوعات را مشخص ساخته و به نوعی این قانون، روزنامه نگاران را به ابزاری برای تحکیم قدرت قدرتمدارن و حکومت و ترویج ایدولوژی رژیم در داخل و خارج کشوربدل ساخته و به آنها ماموریت داده است.
در ماده ۶ در فصل چهارم محدودیت های سختگیرانه یی برای روزنامه نگاران وضع شده است. این محدودیت برای روزنامه نگاران ملتهای تحت ستم و به ویژه کوردها بسیار بارزتر است.
در بند ۴ ماده ۶ فصل دوم آمده است که روزنامه نگاران آزادند هر کاری انجام دهند به غیر از {ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه، به ویژه ازطریق طرح مسائل نژادی و قومی}، در مواد دیگر انتقاد از رهبری، نظام و اسلام نیز به نوعی خط قرمز تعیین شده و در این باره به تاکید هشدار داده شده است. این بند به نوعی روزنامه نگاران ملتهای تحت ستم در ایران که دغدغه اصلی آنها ستم مضاعف ملی می باشد را در تنگنا قرار داده و آنها را ناچار به چشم پوشی از حقوق ملی ملتهای خویش می کنند.
یکی از مسائلی که یک روزنامه نگار کورد و هر کدام از ملتهای تحت ستم در ایران باید پیگیری کنند، حقوق تضییع شده ملی آنها ست. ولی این بند طرح هر گونه حقوقی را به اختلاف و اقدام علیه امنیت ملی و اختلال در نظم عمومی قلمداد نموده و مجازات سختی را برای آن در نظر گرفته است.
خسرو کردپورکه به همراه برادرش مسعود کردپور به ۶ سال و سه سال و نیم زندان محکوم شده اند، بدین علت بود که در وب سایت خبری آژانس موکریان پیگیر نقض حقوق بشر شهروندان در کوردستان و ستم و ناعدالتی های مضاعف در کردستان را وب سایت خویش اطلاع رسانی می کردند.
اخیراً نیز آقای حسن شیخ آقایی سردبیر وب سایت تحلیلی روانگه در شهر مهاباد بازداشت شده است.
برخورد سخت دستگاه های امنیتی با روزنامه نگاران و وب نگاران تنها به استناد قانون مطبوعات نیست. دیدگاه رژیم ایران به کوردستان و فعالان و روزنامه نگاران کورد یک دیدگاه امنیتی است. اقدام علیه امنیت ملی، وابستگی به بیگانگان و تلاش برای تجزیه طلبی اتهاماتی است که روی میز هر قاضی قرار دارد تا از طریق آن فعالان و رورزنامه نگاران کورد را مورد اتهام قرار داده و مجازات کند.
دیگر ملتهای تحت ستم نیز در ایران به ویژه بلوچ ها و عربها و تورک ها روزگاری بهتر از کوردها ندارند. بدون شک در هر کدام از این مناطق هر فعالیت گونه فعالیت روزنامه نگاران خیلی راحت با انگ تجزیه طلبی، اقدام علیه امنیت ملی و ... روبرو شده و روزنامه نگاران یا ممنوع الفعالیت شده و مجبور به ترک وطن می گردند و یا زندانی می گردند.

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

گزارش جدید احمد شهید در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران

  در نهمین گزارش سالانه حقوق بشر سازمان ملل، احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران از روند فزاینده شمار اعدامها، تداوم در محدودیتها برای آزادی بیان، فشار بر اقلیتهای قومی و مذهبی و همچنین تبعیض علیه زنان، انتقاد کرد.

طبق گزارش احمد شهید از ٢٩١ مورد پیشنهادی جهت اصلاح، ایران تنها ١٣٠ مورد را پذیرفته است و از تلاشهایی که جهت مکاتبات با دولت ایران شده از ابتدای ٢٠١٥ تا ماه سپتامبر از ١٥ مورد ارسالی فقط به یک مورد جواب داده شده است.

آنچه احمد شهید بسیار نگران کننده خواند افزایش بیش از پیش اعدامها بوده و از ابتدای سال تا کنون به فراتر از ٨٠٠ مورد رسیده و احتمال آن می رود تا پایان امسال به بیش از یکهزار مورد برسد، این در حالیست که در سال ٢٠١٤ به ٧٥٣ مورد اعدام رسیده بود، و این آمار از سال ٢٠٠٥ بالاترین رقم گزارش شده بوده است.
 

۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

نامه «سعید شیرزاد» زندانی سیاسی زندان گوهردشت به مناسبت چهلمین روز شاهرخ زمانی

 
متن نامه: مثل یه پلنگ وحشی پر وحشتِ نگاهم می میرم اما هنوزم دنبال یه جور پناهم یک ماه از جاودانه شدنت گذشت و هنوز انتظار سیلی را می کشم که از خواب بیدارم کند و بگویند مرگ تو خوابی بیش نبوده است …٬. ولی باید باور کنم لحظه ای را که برای بیدار کردنت بر بالای سرت آمدم و با بدن سرد تو روبرو شدم و صورت و بدن سیاه شده ات و خونی که از گوشه‌ی دهانت چکیده بود را باید باور کنم.


باور کنم که یگانه رفیق سرخ توده‌ها را گوهردشت با خود برد و به ارس پیوست و من باور کردم تلخ ترین واقعیت زندانم را٬ تلخی‌ای به وسعت موج های ناآرام ارس که وسعتش وسعت تنهایی من است. در تنهایی این مرده سرای بی کس خاموش کردم توی لیوانت خدایم را و شبها بغض کردم نبودنت را. از بغض و تنهایی این روزها که سراسر وجودم را فرا گرفته بگذار بگذریم رفیق…٬ بگذار به زبان هزارباره‌ی تکرار سخنی دیگر با همان مدعیان حقوق بشر بگویم که زبان سرخت همیشه پتکی بود بر سر آنان٬ بگذار سخنی با آنان که به بیماری چپ روی دچارند و سخنی با پز دادن‌های روشنفکرانه که قاتلان تو هستند. بگذار اعتراف کنم و فریاد کشم که مسببان مرگ تو همان مدعیانی هستند که پس از مرگت برایت نوشتند و مصاحبه کردند و از نقاش ساختمانی گفتند که دیگر نبود. سخنم با مدعیان باصطلاح حقوق بشر است با نشستگان روشنفکرنما در کافه به آنان که خاص بودنشان را با کتاب های خوانده یشان یدک می کشند٬ به دکانداران سیاسی که خود را فعالین خود خوانده‌ی عرصه‌ی انسان و انسانیت می خوانند…٬ سخنم به رفقای مارکسیستی است که بهانه یشان برای نوشتن٬ مرگ یک انسان بود و با مرگ یک کارگر نقاش او را به یاد آوردند و دلم از آنان خون است که کجا بودند که وقتی‌که رفیقشان تنها و بی همدم گوهردشت را به ستوه آورده بود. روز یکشنبه روز هزار ساله بود روز ناگفته‌های یک کارگر نقاش که ناگفته ماند٬ ظهر یکشنبه ی من جدول نیمه تموم٬ همه خونه هاش سیاه٬ روی خونه جغد شوم٬ صفحه‌ی کهنه‌ی یادداشت های من… ناگفته ها را باید فریاد کشید٬ ناگفته‌ای دوباره تکرار با تمام وجود غمگین مثل اوقات تلخ تمام سالهای درد کشیدن٬ مثل بغض تمام سالهای درد کشیدن٬ تلخی دردکشیدنی که این بار با مرگ شاهرخ زمانی پیوندی ابدی خورده است. آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم من از عالم و آدم گله دارم گله دارم شاهرخ زمانی را شما کشتید و در تمام این پنج سال هر روز مرگی دوباره با سکوتتان بر او تحمیل کردید. به خود بیایید وبر خود نهیب زنید شاید مرگی دیگر فرا نرسد٬ بارها برایتان نوشته بودم و این هم آخرین نوشته نیست٬ بارها با خون دل برایتان ضجه کشیدم٬ ضجه ای از بدو تولدی دوباره که خود را پیدا کردم تا ضجه زدن برای چشمان زینب…٬ کجا بودید در این سالها که شاهرخ در زندان بود و مادرش از درد دوری اش مرد و در کنج زندان تنها گریست٬ کجا بودید وقتی که نینایش لباس عروسی بر تن داشت و ازکنج زندان برایش نامه نوشت. آیا شد یکبار با خانوده اش دیداری داشته باشید یا که تماسی؟!٬ آیا شد در تمام این سالهاعکس ونامی از او در نوشته هایتان باشد؟!٬ درتمام این سالها شد یکبار بیندیشید هستند زندانیانی که سبز نبودن و سر ستیز با دکانداران سیاسی داشتند و به همین دلیل آنان را نه از یاد بردید بلکه به یاد نیاوردید که از یاد ببرید. می نویسم که بار دیگر بدانید و نتوانید منکر شوید که هستند کسانیکه مرگ انسان ها برایشان در چهارچوب رنگ لباس هایشان است٬ آنهاییکه برای مرگ یک انسان و به عبارت دقیق تر مرگ یک کارگر نقاش حاضر نمی شوند چیزی بنویسند و امضا کنند برای آنکه دیگر امضا کنندگانش٬ رنگشان با آنان یکی نیست و حتی شوری برای شرکت جستن در مراسم یادبودش هم نیست. بدون نام و نشانی می گذرم که تاریخ ثابت خواهد کرد شاهرخ را٬ که چه بود و چگونه کرد که حتی برای بعضی ها از رفتنش خوشحالی بر جای ماند. می گذرم از دردهایی که ازجماعتی سیاسی نما همراهم شده است و سخن را به مخاطب خاص می کشانم. خانم مسیح علی نژاد: تنها به رسم ادب سلامی می گویم که گر هم نباشد پاسخی جای هیچ تعجبی برایم نیست و امیدوارم که به رسم همین ادب پاسخی نیز از شما باشد٬ گفتم تنها به رسم ادب برای آنکه در پای شما کفشهای سبزرنگیست که با آن تنها در کنار همرنگانتان راه می روید و پای من در برهنگی ایست که کفش همگان را با خود به راه می برد و تاول های این برهنگی با نوشته ها و گلایه های این سالها نه تنها رنگ کهنگی به خود نگرفته٬ بلکه هر روز سرخ تر و سرخ تر می شود. شنیدم که با جگرگوشه‌ی شاهرخ مصاحبه ای داشتید٬ کجا بودید در این پنج سال که پس از مرگ شاهرخ از اونامی آوردید؟ راستی نام شاهرخ را اصلا شنیده بودید و می دانستید جرم این کارگر نقاش ساختمانی چیست؟ می توانستید بدانید ولی نخواستید برای آنکه می دانستید دست های پینه بسته‌ی یک کارگر هیچوقت رنگ عوض نمی کند٬ برای آنکه در حقوق بشر خود خوانده‌ی شما که دکانی بیش نیست جایی برای شاهرخ زمانی ها نیست. برای آنکه در مسلک شما و رسانه‌ی سازش و مماشات بی بی سی تان جایی برای سرخ جامگان نیست٬ در همین رسانه که کمترین اخبار مربوط به هم رنگانتان را تیتر اول می کند و روزها و برنامه ها را به گاز گرفتن دستان موسوی اختصاص می دهید و حتی همان روز خبر اعتصاب غذای هم رنگتان سرتیتر خبرها می شود ولی اعتصاب غذای خشک زندانی دیگری که همزمان با همرنگتان اعتصاب کرده بود و پس از یک هفته اعتصاب غذای خشک که خواسته اش همان خواسته ی همرنگتان و رسیدگی به درمانش بود هیچ نامی نیاوردید و از انسانی که سالها درزندان بوده بدون حتی یک ساعت مرخصی تنها پس از مرگش نامی از او می آورید برای آنکه بار دیگر ثابت کنید نه شما و نه بی بی سی هیچ ابایی از عکس سلفی گرفتن با تابوت مردگان ندارید و این سلفیتان نه از روی وجدان بلکه از آن جهت است که بگویید هستید !!!٬ خانم علینژاد: شاهرخ زمانی نه به شما احتیاجی داشت ونه به کراواتیان تسبیح بدست بی بی سی٬ آرزوی شاهرخ جهانی از انسان بود و راه شما سلفی گرفتن با مردگان (شاید از سر تفریح و یا برای خالی نبودن عریضه ها)٬ کلام آخر اگر اندکی از وجدان وشرافت در وجودتان نهفته باشد و اگر این نوشته را به هر دلیلی رد می کنید٬ من سعید شیرزاد زندانی سیاسی محبوس در زندان گوهردشت شما را به مصاحبه ای زنده فرا می خوانم برای آنکه همگان بدانند شاهرخ زمانی هایی که سال هاست در زندانند هیچ جایی در حقوق باصطلاح بشر شما ندارند و قاتلان شاهرخ زمانی شما مدعیان حقوق بشر و آزادی بیان هستید که از این واژگان برای خود دکانی ساخته اید و اگر چه می توانید تلاش کنید خود را تبرئه کنید. ضمناً اگر بهانه یتان برای عدم انجام این کار و عدم پاسخگویتان٬ زندانی بودن و نگرانی از پرونده سازی جدید برای من است نگران نباشید که ماگر ز سر بریده می ترسیدیم در محفل ناکسان نمی رقصیدیم

کشته شدن ٣ تن دیگر از اعضای سپاه پاسداران در سوریه

    به نقل از خبر گزاریهای جمهوری اسلامی ایران نام سه تن از کشته شدگان اعضای سپاه پاسداران در سوریه چنین اعلام شد: سجاد طاهر نیا از گیلان، محمد ظهیری از خوزستان و روح‌الله عمادی، که در درگیریهای اخیر نزدیک حلب کشته شده‌اند.
  این در حالیست که شمار کشته شدگان جمهوری اسلامی در طی دو هفته اخیر در درگیریهای  سوریه دست کم به ٢٠ نفر می رسد و همچنان ایران بر عدم حضور نیروهای رزمی خود در سوریه پافشاری می‌کند و تنها حضور خود را بصورت حضور "مستشار"ان نظامی در سوریه می‌داند. 
  تعدادی از رسانه‌های غربی از حضور دو هزار نیروی ایرانی در نزدیکی حلب سخن می‌گویند.
  دقت به این نکته مهم که اهم سرتیترهای خبری رسانه‌های رژیم ایران اعتراض به دخالت نیروهای بیگانه همچون عربستان و کشورهای غربی در منازعات سوریه می‌باشد.

۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه

صدور حکم زندان برای مستندساز کرد کیوان کریمی

کیوان کریمی،  مستندساز و برنده‌ی جوایز متعدد بین‌المللی روز دوشنبه ۲۰ مهر ماه ۱۳۹۴ از سوی رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس و ٢٢٣ ضربه شلاق محکوم گردید.

کیوان کریمی، فیلمساز کرد اهل بانه،  آذر ماه ۹۲ به دلیل ساخت فیلم «نوشتن بر شهر» که درباره‌ی دیوارنویسی سیاسی ـ اجتماعی در ایران است، مدتی ناپدید شد. بعدها اعلام شد که در بازداشت بوده و به مدت ۱۲روز در زندان اوین محبوس شده و سپس با قرار وثیقه آزاد شده است. این مستند "نوشتن بر شهر" تاکنون به نمایش عمومی در نیامده است.

مستند «مرز شکسته» ساخته کریمی یکی دیگر از آثار مطرح این فیلمساز است. این فیلم به مصائب و رنجهای کولبران در مرزهای کردستان می‌پردازد و در ۶۵ جشنواره بین‌المللی نمایش داده شده و تاکنون ۱۱ جایزه را از آن خود کرده است. این فیلم در آخرین حضور جهانی‌اش، جایزه بهترین فیلم مستند جشنواره بیروت را دریافت کرد.

«ماجراهای زن و شوهر کارگر» فیلم کوتاه دیگر کریمی، سال گذشته، جایزه بهترین فیلم جشنواره سوررئالید، در آمریکای جنوبی را بدست آورد.

حکم کیوان کریمی که روز گذشته صادر شده، به مدت ۲۰ روز قابل تجدید نظر است.
 قاضی مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران در احکام دیگری که روز ١٩ مهرماه صادر کرده است، دو ترانه‌سرا به نام فاطمه اختصاری را به ۱۱ سال و نیم زندان و ۹۹ ضربه شلاق و مهدی موسوی را به ۹ سال حبس و ۹۹ ضربه شلاق محکوم کرده است.

۱۳۹۴ مرداد ۲۸, چهارشنبه

گزینه‌های ترور و بمب‌گزاری باز هم روی میز

  به دنبال احتمال توافق هسته‌ای رژیم ایران درماههای اخیر با کشورهای 5+1 و اخطار از قبل احزاب اپوزیسیون ایران و علی‌الخصوص احزاب کردی درباره احتمال از سرگیری ترور و سرکوب مخالفان رژیم در چه در داخل و چه در خارج از ایران همچنان که در خبرها آمده است در اقدامی ضد انسانی و بسیار خطرناک رژیم ایران در صدد ترور یکی از رهبران حزب کومله زحمتکشان کردستان و همچنین اقدام به بمب‌گذاری در اردوگاه حزب کومله کردستان ایران نموده، که هر چند هیچ کدام خوشبختانه با موفقیت به انجام نرسید، لیکن توجه به این مساله  به صدا درآمدن زنگ خطری است که باز هم جمهوری اسلامی روی به سیاست قدیمی حذف فیزیکی مخالفان آورده است، اینجاست که احزاب کرد و سران مرکزی بایست نسبت به سیستمهای امنیتی خود بازبینی مجددی داشته و احتمال بیشتر شدن ارسال مهره‌های نفوذی از طرف جمهوری اسلامی گسترده‌تر خواهد شد. 

۱۳۹۴ مرداد ۳, شنبه

دو ماه سلول انفرادی و بازجویی

بنا به گزارش کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران: صبا آذرپیک، روزنامه نگار جوان ایرانی که از هفتم خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده، نزدیک به دوماه است که در بازداشت موقت و در سلول انفرادی زندان اوین به سر می برد. خانواده این روزنامه نگار نیز تهدید شده اند که برای حفظ امنیت جان فرزند خود با رسانه های خارجی مصاحبه نکنند. هیچ اطلاع شفافی از وضعیت این روزنامه نگار در دست نیست؛ تنها بر اساس اظهارات منابع آگاه، او به دلیل ماندن در سلول انفرادی و تحت بازجویی‌های مداوم، وضعیت جسمی و روحی بدی دارد و به شدت لاغر شده است.

محمود علیزاده طباطبایی، وکیل این روزنامه نگار در گفتگوی کوتاهی به کمپین گفته است که هیچ اطلاعی از موکلش ندارد و هفتۀ آینده پیگیر وضعیت او خواهد بود. اکرم محمدی، مادر این روزنامه نگار پس از دستگیری او صفحه فیسبوکی با نام “مادرصبا” راه اندازی کرد و خبرهایی در مورد  وضعیت فرزندش در آن صفحه منتشر می کرد، اما این صفحه  دو روز پس از اینکه مادر صبا آذرپیک خبر از تهدیدات علیه خود برای اطلاع رسانی در مورد پروندۀ دخترش خبر داد به روزرسانی نشده است.

خانم محمدی در یکی از پست های خود در تاریخ ۳۰ خرداد در این صفحه نوشت: «منو تهدید کردن که مصاحبه نکنم، منو تهدید کردن در فیس بوک چیزی ننویسم، چون جگر گوشه ام موقعیتش بخطر می افتد، راستی خوب می دانید چگونه یک مادر را با فرزندش تهدید کنید، باور کنید من تا به این سن چنین مرامی را در زندگیم بیاد ندارم، که فرزندی گروگان گرفته شود و مادری تهدید به جان فرزندش.»

محمود علیزاده طباطبایی، وکیل این روزنامه نگار روز ۲۳ تیرماه در گفتگو با خبرگزاری ایلنا اظهار امیدواری کرده بود که موکلش تا آخر هفته با قرار وثیقه آزاد می شود، اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه این روزنامه نگار بدون اطلاع وکیلش و در سکوت خبری طی دو روز پی در پی در ۳۰ و ۳۱ تیرماه از زندان اوین به شعبۀ ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه منتقل شد.

وکیل این روزنامه نگار ضمن بی اطلاعی از انتقال موکلش به دادگاه انقلاب به کمپین گفت: «به من ابلاغ نشده بود، بعد که شنیدم، پیگیری کردم و متوجه شدم صبا را برای پروندۀ قبلیش که در مورد بازداشت سال ۱۳۹۱ است به دادگاه برده اند و من وکیل پروندۀ قبلی او نیستم.» طباطبایی به کمپین گفت که هنوز هیچ اطلاعی از موکلش و جریان دادگاهش  ندارد.

صبا آذر پیک، پیش از این یکبار در تاریخ ۹ بهمن ماه ۱۳۹۱ به همراه تعداد دیگری از روزنامه نگاران دستگیر شد که همگی تا اواسط اسفند ماه همان سال آزاد شدند.  تاکنون هیچیک از آن روزنامه نگاران در ارتباط با آن دستگیری ها به دادگاه فراخوانده نشده‌اند. یکی از اتهامات این روزنامه نگاران که در روزهای دستگیری‌شان عنوان شد ارتباط با برخی رسانه‌های خارجی، از جمله شبکۀ خبری بی بی سی فارسی بود.

تا کنون مشخص نشده که اتهام پروندۀ قبلی صبا آذر پیک چیست و روند دادگاه در روزهای ۳۰ و ۳۱ تیرماه چگونه بوده و آیا این روزنامه نگار از دسترسی به وکیل در روزهای دادگاهش برخوردار بوده است یا خیر. همچنین هنوز مشخص نیست که اتهام این روزنامه نگار در ا دورۀ اخیر بازجویی چیست. شاهدان عینی در دادگاه او اظهار کرده اند که این روزنامه نگار به شدت لاغر شده و وضعیت روحی و جسمی مناسبی نداشته است.

پیش از این در تاریخ ۲۱ تیرماه وبسایت  بی بی سی فارسی نوشت که صبا اذر پیک به گفته نزدیکانش به دلیل مشکلاتی از ناحیۀ کمر  تحت درمان قرار گرفته است.

صبا آذرپیک، خبرنگار مجلس، صبح چهارشنبه هفتم خرداد ماه در دفتر هفته نامه “تجارت فردا” توسط ماموران امنیتی بازداشت شد بدون انکه ماموران علت و اتهام او را عنوان کنند.او روزنامه نگار جوانی است که در سال های اخیر در بخش سیاسی روزنامه های اصلاح طلب کار می کرد و تا پیش از بازداشت خبرنگار مجلس روزنامۀ “اعتماد” و هفته نامۀ “تجارت فردا” بود.

او همچنین در شبکه های مجازی مانند فیسبوک فعالیت داشت. این روزنامه نگار جوان پس از مرگ وبلاگ نویس زندانی ستار بهشتی در آبان ماه ۱۳۹۱، با پیگیری هایش توانست این موضوع را به مجلس بکشاند. او گزارشی نیز از مراسم چهلم ستار بهشتی و برهم زدن مراسم یادبود وی توسط نیروهای امنیتی و انتظامی نوشت که بازتاب های گسترده ای را در پی داشت.

۱۴۷ روزنامه‌نگار ایرانی در بیانیه‌ای که در تاریخ ۲۰ خرداد ماه در رسانه ها و شبکه های مجازی منتشر شد، با انتقاد  از بازداشت صبا آذر پیک، خواستار مشخص شدن وضعیت این روزنامه نگار شدند.

در بیانیۀ این روزنامه‌نگاران، بازداشت خانم آذرپیک خلاف موازین قانون اساسی و دادگاه‌های عمومی و انقلاب اعلام شد. امضاکنندگان این بیانیه همچنین بی‌خبری خانواده صبا آذرپیک و افکار عمومی از وضعیت این روزنامه‌نگار را «غیرقانونی و خطرناک» دانستند.

از میان مسئولان تا کنون علی مطهری، نمایندۀ اصول گرای مجلس در مورد این روزنامه نگار اظهار نظر کوتاهی کرده است. مطهری روز ۲۰ خرداد ماه با اشاره به بازداشت خانم آذرپیک گفت: «متاسفانه الان بر خلاف قانون اساسی عمل می شود. کسی را بازداشت می کنند و تا مدتی خانواده اش اجازه صحبت با او را ندارد.»
منبع: کمپین حقوق بشر در ایران

۱۳۹۴ تیر ۱۱, پنجشنبه

کانون مدافعان حقوق بشر کردستان: خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط محمد صدیق کبودوند هستیم

  کانون مدافعان حقوق بشر کردستان طی بیانه‌ای خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط محمد صدیق کبودوند شد.

متن کامل بیانه کا از طرف کانون منتشر شده است:
امروز ۹ سال از بازداشت خودسرانه و حبس غیرقانونی آقای «محمدصدیق کبودوند» رییس «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» می‌گذرد.

«محمد صدیق کبودوند»، مدیر مسوول و سردبیر پیشین هفته‌نامه «پیام مردم» کردستان و بنیان‌گذار «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان»، پس از محکومیت به دلیل اتهام‌های مرتبط با فعالیت‌های روزنامه‌نگاری و حقوق بشری، از ۱۰ تیرماه ۱۳۸۶، تاکنون در حال گذراندن حکم ۱۱ سال زندان خویش است.

آقای «کبودوند» یک فعال حقوق بشر است که تنها به خاطر فعالیت‌های روزنامه‌نگاری و حقوق بشری و استفاده مسالمت‌آمیز از آزادی بیان خود در زندان به‌سر می‌برد.

خاطرنشان می‌شویم که ایران با ارائه نامزدی خود در انتخابات شورای حقوق بشر سال ۲۰۰۶ متعهد شده است تا “بالاترین سطح استانداردها را در ارتقاء و حمایت از مقوله حقوق بشر حفظ کند.” ایران روی این واقعیت تاکید کرده که “تلاش‌هایی را به طور مستمر در زمینه حفظ شئونات انسانی و ارتقاء و حمایت از مقوله حقوق بشر و آزادی‌های اصلی انجام می‌دهد.”

«کانون مدافعان حقوق بشر کردستان» از حاکمان و دولت‌مداران ایران می‌خواهد که به مواد «اعلامیه مدافعان حقوق بشر»، مصوب «مجمع کل سازمان ملل متحد» در ۹ دسامبر ۱۹۹۸، احترام گذاشته و آن را رعایت کنند. به ویژه ماده اول آن که می‌گوید: “هر شخصی به صورت فردی یا گروهی این حق را دارد که در سطوح ملی و یا بین‌المللی اقدام به حمایت از حقوق بشر کند و آزادی‌های اصلی را تحقق بخشد.”

و ماده ۵ قسمت دوم که می‌گوید: “هر شخصی به منظور ارتقاء و حمایت از حقوق بشر و آزادی‌های اصلی این حق را دارد که به صورت فردی یا گروهی به تاسیس، عضویت و شرکت در انجمن‌ها، گروه‌ها و سازمان‌های غیردولتی اقدام کند.”

و همچنین ماده ۱۲٫۲ که می‌گوید: “دولت باید کلیه تدابیر لازم را انجام دهد تا حمایت فردی و گروهی همه کس در برابر خشونت، تهدید، تعقیب، اقدامات تلافی‌جویانه، فشار، تبعیض‌های منفی شخصی و یا قانونی و هرگونه اقدام مستبدانه دیگری که به دنبال اقدامات مشروع و قانونی این اشخاص براساس این اعلامیه انجام شده، توسط مراجع ذی‌صلاح تضمین گردد”.

همچنین این کانون بر این باور است که اتهام‌های انتسابی بر علیه آقای «کبودوند» و بازداشت خودسرانه وی باید رفع شود؛ زیرا این اتهامات صرفا به دلیل فعالیت‌های او در زمینه حقوق بشر مطرح شده است.

حکومت ایران باید اطمینان دهند که آقای «کبودوند» هرچه سریع‌تر و بدون هیچ‌گونه قید و شرطی آزاد خواهد شد، زیرا بازداشت و حبس او خودسرانه است.

کانون مدافعان حقوق بشر کردستان 

منبع: http://www.hrkurd.com/archive/759.htm

۱۳۹۴ خرداد ۱۸, دوشنبه

به تعویق افتادن ١١ ماه حقوق گارگران مجتمع چهارگانه سبز مهاباد

  مجتمع چهارگانه سبز مهاباد که شامل : کشت و صنعت، مجتمع دامداری و صنعتی، مجتمع همامرغ و سردخانه زمزم مهاباد می باشد، در حدود ٢٠٠ کارگر مشغول به کار می باشند و طبق گزارش ایلنا این کارگران از تیرماه سال گذشته حقوق دریافت نکرده‌اند و صبح دیروز ١٧ خردادماه در مقابل دفتر مرکزی برای چهارمین بار تجمع کردند.
 در همین خصوص این کارگران مطالبات خود را شامل: ١١ ماه حقوق به تعویق افتاده همچنین عدم دریافت سنوات پایان سال از سوی کارفرما اعلام داشته و اگر چه تاکنون از طرف کارفرماهای مربوطه وعده هایی به کارگران داده شده، لیکن هیچ یک از مطالبات کارگران پرداخت نشده است.

 

۱۳۹۴ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

حمایت های جهانی ازکارگران دربند ایران


  وزارت امور خارجه سوئد در تاریخ سه شنبه ۱۹ ماه مه سال ۲۰۱۵  با ارسال نامه‌ای رسمی به «سازمان مرکزی کارگران سوئد» اعلام کرده است که به طور جدی وضعیت فعالان کارگری دربند و یا تحت تعقیب قضایی در ایران، منجمله اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، را بررسی و پیگیری خواهد کرد.
  به گزارش کمیته هماهنگی، وزارت خارجه سوئد در این نامهٔ رسمی اطمینان داده است که اوضاع فعالان کارگری و پیگیری حقوق و آزادی‌های آنان را در دستور کار خود قرار داده و در پایان از نامهٔ اعتراضی این سازمان کارگری تشکر کرده و همچنین چند نمونه از مکاتبات فی مابین دولت و پارلمان سوئد در زمینهٔ مسایل زندانیان و فعالان تحت تعقیب قضایی در ایران را برای این سازمان کارگری ارسال کرده است.
  این تاییدیه رسمی وزارت خارجه سوئد که طی یک مکاتبه به سازمان مرکزی کارگران سوئد ارسال شده، در پی ارسال نامهٔ اعتراضی از سوی این سازمان کارگری به آن ارسال شده است، در روزهای اخیر یکی از واحد‌های «سازمان مرکزی کارگران سوئد (SAC)» مطابق گزارشات منتشره توسط» کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» نامه‌ای اعتراضی تهیه، تنظیم و ارسال کرده و طی این نامهٔ اعتراضی از دولت و وزارت خارجه سوئد درخواست اکید پیگیری اوضاع فعالان کارگری و اعتراض به موج دستگیری و تعقیب قضایی آنان را کرده است.
  همچنین، این سازمان کارگری سوئدی نامه‌ای اعتراضی حاوی نام فعالان کارگری زندانی یا تحت تعقیب قضایی در ایران را 
برای مقامات ایران ارسال کرده و اکیدا خواستار پایان دادن به بازداشت و پیگیری قضایی آن ها در ایران شده است.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

مردم کردستان خشمگین از عدم پیگیری مسئولان در باب مرگ مشکوک "فریناز خسروانی"

دو روز از وقوع حادثه اسفناک مرگ فریناز گذشته و هنوز مسولان قضایی و انتظامی شهرستان مهاباد جهت تنویر افکار عمومی اظهار نظری نکرده‌اند و همین باعث خشمگینی اذهان عمومی در مهاباد و سایر شهرهای کردستان شده‌ است. 

گفته‌های بیشتر شهروندان و خبرهای گسترده در فضای مجازی حاکی از آنست که شخصی قصد تعرض به فریناز را داشته از افراد وابسته به اداره اطلاعات بوده، و همین موضوع باعث عصبانیت بیش از پیش مردم کردستان شده است.

شنیده‌ها در میان عموم ازدست داشتن مدیر هتل تارا در موضوع مرگ فریناز سخن می‌گویند و اینکه وی در هماهنگ کردن و ایجاد زمینه تجاوز به فریناز را برای فرد مذکور(مامور اداره اطلاعات)فراهم نموده‌ است.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

مرگ مشکوک دختر ٢٦ ساله کرد اهل مهاباد

   منابعی تایید نشده از مهاباد خبر می‌دهند که فریناز خسروانی ٢٦ ساله ساکن شهر مهاباد که در هتل "تارا" مشغول به کار بوده، جهت جلوگیری از تجاوز کارمندی وابسته به "اداره اطلاعات" خود را از طبقه چهارم هتل به پایین پرت کرده و این اتفاق منجر به مرگ وی شده است. 
هنوز اطلاعاتی موثق و قابل استناد از چگونگی وقوع این حادثه ناگوار در دست نبوده و آنچه مسلم است کشته شدن فریناز طی این رخداد ناگوار میباشد.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

گزارش CPJ از وضعیت سانسور مطبوعات و محدودیت روزنامه نگاران

  کمیته حمایت از روزنامه نگاران (سی پی جی) که یک سازمان غیر دولتی و دفتر آن در نیویورک است گزارش تازهای از سانسور مطبوعات و رسانه ها را در سطح جهان منتشر نموده، در این گزارش ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از نظر سانسور مطبوعات و محدودیت علیه روزنامه نگارن ، مقام هفتم را در جهان دارد.
  طبق گزارش این سازمان، کشورهای ضد مطبوعات و فعالیت آزاد روزنامه نگاری به ترتیب عبارتند از، ١- اریتره ٢- کره شمالی ٣- عربستان سعودی ٤- اتیوپی ٥- ‌جمهوری آذربایجان ٦–ویتنام -٧ ایران .
  در گزارش این کمیته آمده است "دولت ایران از بازداشت‌های دسته جمعی و خودسرانه به عنوان ابزاری برای ساکت کردن مخالفان و وادار کردن روزنامه نگاران به ترک کشور استفاده می‌کند."
  سی پی جی در ادامه نوشته است "مقامات ایرانی یکی از سخت‌ترین نظام‌های سانسور اینترنت در دنیا را وضع کرده‌اند. آن‌ها میلیون‌ها وب سایت از جمله سایت‌های خبری و اجتماعی را مسدود می‌کنند .
 
سازمان گزارشگران بدون مرز" که یک نهاد بین المللی دیگری است در گزارش سالانه ٢٠١٤ خود از ایران بعنوان "دومین زندان بزرگ روزنامه نگاران" در جهان نام برد . طبق گزارش این سازمان، چین، ایران و سوریه به ترتیب با ۷۳، ۲۷ و ۱۷ خبرنگار زندانی، ٣ زندان بزرگ روزنامه نگاران و اهل مطبوعات در سطح جهان محسوب می شوند.

۱۳۹۴ فروردین ۳۱, دوشنبه

گذشت حدود دو ماه از خبر اعدام شدن "سامان نسیم" و هاله‌ای از ابهامی سنگین و دردناک

  سکوتی سنگین و مرگ اندود در خصوص صحت اعدام شدن سامان نسیم یا زنده بودن وی همه دنیای مجازی و سایتهای خبری را فرا گرفته است. 

  سامان نسیم روز چهارشنبه، ۲۹ بهمن‌ماه، همراه با پنج زندانی سیاسی دیگر به بند انفرادی زندان ارومیه منتقل شد و سازمان‌ها، نهاد‌ها و افراد فعال در زمینه حقوق بشر در ایران، نسبت به اعدام قریب‌الوقوع او ابراز نگرانی کردند. سازمان عفو بین الملل و دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه‌های جداگانه‌ای از مقام‌های ایرانی خواسته بودند تا جلوی اعدام سامان نسیم را بگیرند.

  دبیر کل عفو بین‌الملل" سلیل شتی"
، در یک پیام ویدئویی خطاب به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بر “خلاف همه پیمان‌های بین‌المللی بودن” اعدام کسی که در زمان ارتکاب جرم کودک بوده است، تاکید کرده بود. ایران این پیمان‌نامه‌ها را امضا کرده است و دبیر کل عفو بین‌الملل بر همین اساس از علی خامنه‌ای خواسته بود تا از اعدام سامان نسیم جلوگیری کند.


۱۳۹۴ فروردین ۳۰, یکشنبه

نرمش قهرمانانه در برابر غرب، خشونتی قاهرانه در خانه

   بر پایه گزارشهای سازمان‌های حقوق بشری از شدت گرفتن اجرای مجازات اعدام در ایران خبر داده‌اند، طی تنها ۳ هفته بعد از تعطیلات نوروزی، دست کم ۷۰ نفر از سوی دستگاه قضایی اعدام شده‌اند. به گفته سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران اتهامات اکثر این افراد در رابطه با جرایم مواد مخدربوده و در ماه‌ها و هفته‌های اخیر نیز که همزمان بوده با تحولات هسته‌ای، اجرای مجازات مرگ شتاب بیشتری گرفته است.

علاوه بر اعدام‌های گروهی که مشخصات برخی از آنها منتشر شده برخی دیگر از مجرمان به صورت فردی و در مواردی در ملاء عام اعدام شده‌اند.

از جمله در شیراز بامداد چهارشنبه، ۲۶ فروردین‌ماه، یک زندانی در برابر دیده‌گان مردم به دارآویخته شد.

در همین روز پنج زندانی متهم به قتل در زندان رجایی‌شهر به دار آویخته شده‌اند. سازمان حقوق بشر ایران در مورد یکی از این افراد به اسم جواد صابری (متولد ۱۳۶۹) اعلام کرده که او در زمان ارتکاب قتل زیر ۱۸ سال داشته است.



۳۰۰ اعدام؛ از آغاز سال میلادی تا کنون

سال گذشته میلادی با ۷۵۳ اعدام دستگاه قضایی بیشترین آمار مربوط به اجرای مجازت مرگ در ۱۵ سال اخیر را به ثبت رساند.

محمود امیری مقدم می‌گوید با توجه به اینکه از آغاز سال جدید میلادی تا کنون بیش از ۳۰۰ نفر اعدام شده‌اند، به نظر می‌رسد که ماشین اعدام حکومت ایران با شتاب تر از قبل به پیش می‌رود.

به گفته سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران از هفته بعد از عید نوروز تا کنون، یعنی در ۳ هفته گذشته دستکم ۷۰ (هفتاد) نفر در شهر های مختلف ایران اعدام شده‌اند. اوج اعدام‌ها در همین هفته بود که طی سه روز ۴۲ نفر در زندانهای کرج به دار آویخته شدند.

تازه‌ترین گزارش سازمان عفو بین‌الملل درباره اعدام در کشورهای جهان که اوایل فروردین‌ماه منتشر شد نشان می‌دهد چین و ایران در سال ۲۰۱۴ کماکان در اجرای مجازات مرگ پیشتاز بوده‌اند.
آنطور که محمود امیری مقدم مدیر سازمان حقوق بشر ایران می‌گوید: "مذاکرات هسته‌ای نه تنها هیچ تاثیر مثبتی بر روند اعدام‌ها نداشته بلکه به نظر می‌رسد که حتا وخیم‌تر هم شده است."

این فعال حققو بشر می‌گوید این وضعیت فقط محدود به اعدام نیست "در اولین روزهای مذاکرات هسته‌ای، همزمان که آقای جان کری و ظریف مشغول مذاکره بودند در زندان رجایی شهر چشم چپ یک زندانی را قصاص کردند. در حالت عادی اجرای چنین حکمی منجر به اعتراضات جامه جهانی می شد در حالیکه این بار نشد."

مقامات جمهوری اسلامی و برخی از اعضای ۵+۱ در گفتگوهای مربوط به مساله هسته‌ای تاکید کرده‌اند که در این گفتگوها موضوع حقوق بشر مورد بحث قرار نمی‌گیرد.

در یک سالی که از آغاز گفتگوهای شش قدرت جهانی با جمهوری اسلامی می‌گذرد، واکنش‌های بین‌المللی به نقض حقوق‌بشر در ایران نسبت به سال‌های قبل از آن کاهش یافته است.

پیشتر هم محمد ملکی، از بانیان کارزار لغو مجازات مرگ، در مورد افزایش اعدام‌ها در ایران به روز گفته بود: "اگر کشورهای مذاکره‌کننده با ایران به توافق برسند فکر نمی‌کنم علاقه‌مند باشند که به مسائل حقوق بشر بپردازند. در چند شب گذشته از تعداد سانتریفیوژها تا رفع تحریم‌ها مفصل سخن گفته شد اما کسی سراغی از حقوق بشر نگرفت."

در همین راستا پیشتر شیرین عبادی، حقوقدان و رئيس کانون مدافعان حقوق بشر در مصاحبه با روز ضمن استقبال از گشایش اقتصادی ناشی از رفع احتمالی تحریم‌ها گفته بود در ادامه راه، فعالان حقوق بشر نباید اجازه دهند معاملاتی با ایران صورت بگیرد که مغایر با حقوق بشر و منافع مردم باشد.

محمود امیری مقدم می‌گوید: "با آغاز نرمش آقای خامنه‌ای با امریکا و کشورهای اروپایی، تعداد اعدام‌ها هم در ایران بالا رفت. هرچقدر این نرمش با غرب بالا رفت خشونت در شکل اعدام در داخل کشور بیشتر شد."

۱۳۹۴ فروردین ۲۸, جمعه

مصرف خارجی کنواسیونهای بین‌المللی قوه قضاییه!!!

   در بیانیه ستاد حقوق بشر قوه قضاییه جمهوری اسلامی، علیه اذیت و آزار جنسی دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده، با صراحت بیان شده است که در روندی سیستماتیک و بر پایه فتوای یکی از شیوخ و امامان جماعت جده این اتفاق افتاده است.
  در بیانیه اشاره به کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک شده و استناد به مواد ٤٤ و ٤٥ آن را جهت احقاق و پیگیری مسئله از طریق مکانیزم‌های بین‌المللی خواستار شده است.
  حال جمهوری اسلامی خود چقدر به تعهدات کنوانسیون پایبند است و تا حد تلاش داشته برای اجرای آن؟! حداقل در دو موضوع ازدواج کودکان و اعدام کودکان که از موارد بسیار شایع در نقض آشکار حقوق کودکان در ایران می‌باشد، چنین نیست.

۱۳۹۴ فروردین ۲۳, یکشنبه

اعلام حکم اعدام به سه شهروند کرد از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان مهاباد

  به گزارش کمپین صلح فعالان در تبعید: شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به ریاست قاضی «احمد جوادی کیا»، با صدور حکمی صابر شیخ عبدالله، دانشجوی ترم آخر کار‌شناسی ارشد رشته بیمه دانشگاه علامه طباطبایی تهران، حسین عثمانی و دیاکو رسول زاده، سه شهروند کرد اهل مهاباد را به اعدام محکوم کرد.

شبکه حقوق بشر کُردستان، با انتشار این گزارش نوشت که دادگاه انقلاب مهاباد این سه فعال سیاسی را به اتهام «محاربه از طریق بمب گذاری و عضویت در حزب کومله» به اعدام محکوم کرده است. 

طبق گزارش شبکه حقوق بشر کردستان که از سوی منابعی مطلع بیان شده است، روز ۱۲ اسفندماه سال ۹۲ حسین عثمانی به همراه دیاکو رسول‌زاده در منازل خویش و صابر شیخ عبدالله نیز در روز ۲۴ اسفندماه در شهر مهاباد بازداشت و هر سه نفر به بازداشتگاه امنیتی وزارت اطلاعات در شهر ارومیه منتقل شده بودند.

این سه فعال سیاسی در سه ماه اول بازداشت به صورت شدید تحت شکنجه‌ شدید فیریکی و روحی قرار گرفته و مجبور به انجام اعترافات تلویزیونی شده بودند.

پیشتر و ماه ها قبل از صدور حکم دادگاه و حتی شش ماه قبل از تشکیل جلسه دادگاه این سه متهم، شبکه‌ی برون مرزی جمهوری اسلامی ایران (پرس تی وی) در شهریورماه سال ۹۳ بخش هایی از اعترافات گرفته شده از این زندانیان را منتشر کرد.

پخش این اعترافات و اطلاعیه وزارت اطلاعات در روز ۲۸ اردیبشت ماه سال ۹۳، مبنی بر بازداشت این سه تن به عنوان  عاملان «بمب گذاری مهاباد»، در حالی بود که پیشتر و در ۴ مهرماه سال ۸۹، «عبدالرسول محمودآبادی» فرمانده قرارگاه حمزه، گفته بود که: «بررسی‌ها نشان می‌دهد برنامه‌ریز اصلی اقدام تروریستی مهاباد سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد) و آمریكا (سیا) بوده است.»

۱۳۹۴ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

ظاهرا خنده دار ولی قابل تامل !!!

  بالاخره جایی توی اون قوانین عصر حجری جمهوری اسلامی مجازات زن کمتر از مرد در نظر گرفته شده که بسیار قابل تامل بوده و با نگاهی دگر که شرح ماده در ذیل آمده در قبال اردتداد که جرمی بسیار سنگین در دین اسلام و حکومتهای دینی میباشد،  اساسا اسلام و مسلمان بودن به مثابه یک ارزش بسیار متعالی تلقی می شود و قطعا مسلمان بودن ارجحیت دارد بر نامسلمانی . در خصوص مرد سالاری مطلق اسلام جای هیچ ابهام نیست و مطابق جزای ارتداد، مجرم بودن زن در حد و اندازه مرد اهمیت نداشته و گردن زنان مرتد از طناب دار اسلام در امان مانده!!!

  ماده ۲۲۵ قانون جدید مجازات عمومی، مصوب سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، که به گفته مقامات قضايی ايران بر اساس حدود ۶ آيه صريح قرآن در ۶ سوره مختلف، روايات، احاديث و کردار پيامبر اسلام و امامان شيعه و فتوای اکثر قريب به اتفاق مجتهدان شيعه، تدوين شده است، ارتداد یا تغییر دین برای مسلمانان را به دو مقوله "ارتداد فطری و ملی" تقسيم کرده و برای مردان مرتد مجازات مرگ و برای زنان مرتد مجازات حبس دايم تعيين کرده است.


۱۳۹۴ فروردین ۹, یکشنبه


   خشایار دیهیمی که از جمله روشنفکران لیبرال ایران به شمار می‌رود،نویسنده و مترجم شناخته‌شده‌ی حوزه‌ی فلسفه‌ی سیاسی در ایران در نامه‌ای کوتاه اما شدیداللحن،علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را مورد خطاب قرار داده و در این نامه سرگشاده که آن را «مصاف مستقیم-سخن آخر» نام نهاده، نوشته است:

 «آقای خامنه‌ای! تا کنون با نوکرانت و مزدورانت حرف زده‌ام. و شاید خیال کرده‌ای که شهامت حرف زدن مستقیم با تو را ندارم. کور خوانده‌ای. شهروند نمی‌ترسد. تازه به آن خدایی که خدای من است قسم می‌خورم که حتی به فکر عاقبت تو هم هستم. نمی‌توانی و نباید آمال هفتاد میلیون نفر را به پای غرور و کین‌توزی شخصی‌ات قربانی کنی. من از خارج از کشور نمی‌نویسم. من همین‌جایم. در محضر مزدورانت. اما با همه‌ی اعتدالم و دندان به جگر فشردنم، دیگر نمی‌توانم شاهد بدبختی مردم به خاطر هوا و هوس تو باشم. من برانداز نیستم. تو براندازی. تو نوکری. من آزاده‌ام. مزدورانت را بفرست. زیر شکنجه می‌میرم. اگر قانون سرت می‌شود من تو را به محکمه می‌خوانم. تا از محکمه کی سر بلند آید بیرون. نمی‌توانم دیگر این همه خفت و دروغ را تحمل کنم. مرد میدانی اگر، بیا. وگرنه‌‌ همان مزدورانت را بفرست سراغ من هم. فرزندان پاک‌اندیشم در بندند. چه باک.. یکی به آن‌ها اضافه کن. گرچه پیرم و دوام نمی‌آورم اما سخنم باید با عملم یکی باشد. جز خیر و صلاح مردم نخواستم و فرای قانون سخنی نگفتم.. به خلاف تو. نام و نشانم معلوم و منتظر مزدورانت… والسلام»

 این نویسنده‌ی ۶۰ ساله پیش‌تر نیز در مهرماه گذشته در نامه‌ی سرگشاده‌ی دیگری خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، به سخنان تهدیدآمیز او درباره‌ی رسانه‌هایی که فساد را پیگیری می‌کنند، واکنش نشان داده بود.

 خشایار دیهیمی در بخشی از آن نامه نوشته بود: «تو تهدید هم می‌کنی؟ از تو بزرگ‌تر‌هایش در طول تاریخ، لاف‌های بزرگ‌تر زده‌اند. اما عاقبت‌شان را دیده‌ایم. من از قانون سخن می‌گویم. از‌‌ همان چیز فراموش شده در این مملکت. اگر راست می‌گویی به قانون و به همین گزافه‌گویی‌ات عمل کن. من تو را به دادگاه تحت امرت به حکم قانون اساسی فرا می‌خوانم. بیا در دادگاهی علنی حاضر شو و به اتهاماتی که یک شهروند یک‌-لا-قبا متوجه تو می‌داند جواب بده. وگرنه من که می‌دانم تو کهریزک‌ها داری. گمان مبر که شهامت مدنی مرده است. نه از تو می‌ترسم نه از لاف و گزافت.»

 
خشایار دیهیمی، عصر روز سه‌شنبه (۴ فروردین) با انتشار این توضیح کوتاه، نامه‌ی خود خطاب به رهبر جمهوری اسلامی را از صفحه‌ی فیسبوکش حذف کرد: «در پی تذکرات مشفقانه‌ی دوستان و تامل ثانوی خودم، دو یادداشت اخیر را شخصا حذف کردم چون کلماتش زیبنده‌ی قلم یک شهروند نبود -با سپاس از همه‌ی دوستان و پوزش.».

۱۳۹۴ فروردین ۸, شنبه

   شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای پنجمین سال پیاپی، ماموریت احمد شهید، گزارش‌گر ویژه این سازمان در امور حقوق بشر در ایران را تمدید کرد.

  رای‌گیری بر سر تمدید این ماموریت روز جمعه (۲۷ مارچ-۷ فروردین) انجام شد و با ۲۰ رای مثبت در مقابل ۱۱ رای منفی به تصویب رسید. ۱۶ کشور نیز رای ممتنع دادند.

  یک سال قبل، در مارچ ۲۰۱۴، نتیجه‌ی رای‌گیری بر چهارمین سال تمدید ماموریت آقای شهید، ۲۱ رای موافق و ۱۶ رای ممتنع در برابر ۹ رای مخالف بود که مقایسه‌ی آن با نتایج امسال تغییر چندانی را نشان نمی‌دهد.

  این در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی در هفته‌های گذشته تلاش‌های فراوانی را برای همراهی رای‌دهندگان و به ویژه اعضای جدید شورای حقوق بشر سازمان ملل با خود انجام داده بودند.

  در رای‌گیری امسال، کشورهای آلبانی، آرژانتین، بوتسوانا، السالوادر، استونی، فرانسه، گابن، آلمان، ایرلند، ژاپن، لیتوانی، مکزیک، مونته‌نگرو، هلند، پاراگوئه، پرتغال، کره جنوبی، مقدونیه، انگلستان و ایالات متحده به تمدید ماموریت گزارش‌گر ویژه حقوق‌بشر ایران رای مثبت دادند. و رای کشورهای بنگلادش، بولیوی، چین، کوبا، هند، اندونزی، قزاقستان، پاکستان، روسیه، ونزوئلا و ویتنام نیز به این قطعنامه منفی بود.
  احمد شهید در آخرین گزارش خود از وضعیت حقوق بشر در ایران که روز ۲۵ اسفند (۱۶مارس) به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه شد، نسبت به روند رو به افزایش اعدام‌ها، وضعیت نامناسب حقوق زنان، نقض حقوق اقلیت‌ها، و همچنین نقض آزادی‌های اجتماعی و سیاسی در ایران انتقاد کرد.
  او از جمله گفت که در سال گذشته‌ی میلادی، جمهوری اسلامی با ثبت رکوردی تازه، ۷۵۳ نفر را اعدام کرده است.

 
تمدید ماموریت گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در امور ایران در حالی صورت می‌گیرد که این گزارش‌گر در چهار سال گذشته اجازه‌ی ورود به ایران را پیدا نکرده و مقامات حکومت ایران اتهامات متعددی هم‌چون ارتباط با گروه‌های تروریستی و مغرض بودن را به او وارد کرده‌اند.

۱۳۹۴ فروردین ۵, چهارشنبه

بخش اول از گزارش سالانه اعدام در ایران


    ٧٥٣   نفر در سال ٢٠١٤ در ایران اعدام شدند که در مقایسه با سال قبل ١٠ درصد افزایش داشته است.
    ٢٩١ مورد از اعدام‌هاى اجرا شده توسط منابع رسمى ايران تاييد شده است.
    ٣٦٧ نفر معادل ٤٩ درصد از افراد اعدام شده، اتهام‌هاى مرتبط با مواد مخدر داشته اند.
    ٢٤٠ نفرمعادل ٣٢ درصد به اتهام قتل به قصاص محکوم شدند.
    ٥٣ مورد اعدام در ملاعام  انجام شده است.
     حداقل ١٥ مورد از اعدام شدگان متهمان نوجوانی  بوده اند که در زمان وقوع جرم و بازداشت زیر ١٨ سال سن داشته‌اند.
     حداقل ٢٦ مورد از اعدام شدگان متهمان زن بوده‌اند.
     حداقل چهار نفر پس از به دار آویختن مورد بخشش قرار گرفتند.

        گزارش حاضر تنها چند روز قبل از بررسی ادواری وضعیت حقوق بشر در ایران توسط شورای حقوق بشر منتشر شده است. شورای حقوق بشر همان مکانی است که ایران باید پاسخ گوی بیش از 290 اقدام علیه حقوق بشر خود باشد که 39 مورد آن مربوط به مجازات اعدام است.

       اطلاعات گردآوری شده و انتشار یافته توسط سازمان حقوق بشر ایران نشان‌گر این است که آمار اعدام‌های انجام شده درسال 2014 در بیش‌ترین سطح خود در پانزده سال اخیر بوده است. علاوه براین مقایسه آماری اعدام‌های انجام شده در قبل و پس از  ریاست جمهوری روحانی نشان‌گر افزایش بسیار زیاد نرخ آمار اعدام پس از انتخابات ریاست جمهوری است