۱۳۹۵ آذر ۳۰, سه‌شنبه

وضعیت وخیم جسمی و روحی زندانیان سیاسی در حال اعتصاب

زندانی سیاسی آرش صادقی بیش از پنجاه‌و شش روز اعتصاب‌غذای خود را پشت سر گذاشته است.

خاطر نشان می‌شود آرش صادقی در اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان و دستگیری همسرش بدون دلیل، دست به اعتصاب‌غذا زده است.

همچنین زندانی سیاسی مرتضی مرادپور که امروز سه‌شنبه 30آذر در پنجاه‌وهفتمین روز اعتصاب‌غذای خود در زندان تبریز به‌سر می‌برد. روز گذشته از شدت ضعف بیهوش و به بهداری زندان منتقل شد.

چنانکه برادر مرتضی مرادپور اعلام کرده: ”بعد از کنترل‌های پزشکی، سعی شده با اجبار به وی آمپول و سرم تزریق کنند، ولی مرتضی با تهدید این‌که در صورت تزریق آمپول یا سرم، سرش را به دیوار و تخت خواهد کوبید، با اصرار و سماجت مقاومت کرده و مانع از تزریق آنها می‌شود“. وی بارها اعلام کرده این اعتصاب تا رسیدن به آزادی ادامه دارد، چنان که طی پیام صوتی از زندان در هفته اخیر گفته است: ”یا آزاد خواهم شد یا خواهم مرد“.

این زندانی سیاسی در اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان و عدم رسیدگی به وضعیت پرونده‌اش از روز سه‌شنبه 4آبان 95 اعتصاب‌غذای خود را شروع کرده است.

علی شریعتی دیگر زندانی سیاسی است که در زندان اوین به اعتصاب‌غذای اعتراضی‌اش ادامه داده و هم‌چنان در بهداری زندان به‌صورت زندانی بدون استفاده از هواخوری یا ملاقات و تنها با تماس تلفنی بسیار محدود نگهداری می‌شود.

و همچنین زندانی سیاسی سعید شیرزاد، هم‌چنان در زندان گوهردشت کرج در اعتصاب‌غذا به‌سر می‌برد. وی در اعتراض به وضعیت زندانیان بیمار و فقدان امنیت زندانیان سیاسی از روز 17آذرماه با دوختن لبانش دست به اعتصاب‌غذا زده است.

۱۳۹۵ آذر ۲۱, یکشنبه

به مناسبت دهم دسامبر روز جهانی حقوق بشر اعدام ١٠ زندانی در ایران

به گزارش خبرگزاری هرانا – سحرگاه روز جاری، حکم اعدام ۱۰ زندانی با اتهام قتل در زندان رجایی شهر کرج اجرا شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سپیده دم امروز ۲۱ آذماه ۹۵، تعداد ۱۰ زندانی که با اتهام قتل در زندان رجایی شهر کرج نگهداری می شدند، حکم قصاص آن‌ها اجرا شد.

۱۳۹۵ آذر ۶, شنبه

آتنا دائمی با اعمال خشونت بازداشت شد

به گزارش خبرگزاری هرانا:  ساعاتی قبل، آتنا دائمی فعال مدنی جهت اجرای حکم حبس «با خشونت و تهدید» بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ساعت ۸ صبح امروز ششم آذر ۹۵، آتنا دائمی فعال مدنی جهت تحمل ۷ سال حکم حبس در منزل پدری‌اش «با خشونت و تهدید» توسط ماموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
یک منبع نزدیک به خانواده دائمی دراین‌باره به گزارشگر هرانا گفت: “چند مامور مرد و زن صبح امروز به خانه پدری آتنا مراجعه کردند اما هیچ حکم یا کارتی نشان نداده بودند و مامور زن دست آتنا را پیچ داده بود که این موضوع بعلاوه عدم ارائه حکم بازداشت یا ابلاغیه تحمل حبس، باعث تنش شده بود که به ۱۱۰ نیز زنگ زده بودند. ماموران سپاه حکم را به نیروی انتظامی نشان داده بودند که در آن نوشته شده بود به مخفیگاه متهم حمله کنند. در صورتی که منزل پدری‌اش بوده است.”
این منبع هم‌چنین تاکید کرد: “ماموران بطور مکرر آتنا را تهدید می‌کردند که دیگر کارت تمام است. می‌بریمت و دیگر باز نمی‌گردی.” آتنا دائمی ۲۹ ساله، بیست‌و‌نهم مهرماه سال ۹۳ بازداشت و ۸۶ روز در سلول انفرادی بند دو الف تحت بازجویی بود. وی در تاریخ ۲۸ دی‌ماه ۱۳۹۳ پس از پایان بازجویی ها به بند زنان زندان اوین منتقل شد. این فعال مدنی پس از چندین بار به تعویق افتادن جلسه دادگاه نهایتا در تاریخ ٢٣ اسفند ٩٣ در دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با حضور وکیل خود و دیگر متهمین این پرونده به نام‌های امید علی شناس، ئاسو رستمی و علی نوری مورد محاکمه قرار گرفت. وی به دلیل فعالیت های مدنی مسالمت آمیز، به اتهام «تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و اختفای ادله جرم» به ۱۴ سال زندان محکوم شد.
پیش‌تر، قاضی دادگاه تجدید نظر با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه موافقت و پس از شانزده ماه بازداشت موجب آزادی این فعال مدنی در تاریخ ۲۶ بهمن‌ماه سال گذشته از بند زنان زندان اوین شد. در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران توسط قضات قمی‌زاده و حوزوان برای چهار فعال مدنی حکم این فعال مدنی به ۷ سال تقلیل یافت.

۱۳۹۵ آذر ۵, جمعه

یک زندانی در مهاباد اعدام شد

جمشید تهامی، زندانی متهم به حمل و نگهداری مواد مخدر، سحرگاه امروز در زندان مرکزی مهاباد به دار آویخته شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز پنج شنبه مورخ ۴ آذرماه، حکم اعدام “جمشید تهامی” زندانی محبوس در زندان مهاباد به اجرا در آمد.
آقای تهامی، اهل سردشت از توابع آذربایجان غربی، متاهل و دارای سه فرزند بود که به حمل و نگهداری مواد مخدر متهم شد. وی از ۵ سال قبل در زندان به سر می برد.

از روند دادرسی و جزییات پرونده نامبرده بخصوص در سایه فقدان اطلاع رسانی نهادهای ذیربط، اطلاع زیادی در دست نیست. با اینحال نزدیکان این زندانی به گزارشگر هرانا گفتند نامبرده هیچگاه ارتکاب جرم منتسبه را نپذیرفت.

لازم به اشاره است اعدام آقای تهامی همچنین اجرای چند حکم اعدام در زندانهای دیگر کشور در رابطه با متهمان جرایم مواد مخدر در حالی انجام میشود که مجلس ایران در روزهای اخیر فوریت بررسی طرح لغو مجازات اعدام مجرمان مواد مخدر را تصویب کرده است.

۱۳۹۵ آبان ۲۷, پنجشنبه

اعتراض عفو بین‌الملل به تبلیغات انحرافی حکومت ایران علیه اعدامی‌ها


به گزارش خبرگزاری هرانا، سازمان عفو بین‌الملل تبلیغات حکومت ایران علیه محکومان به اعدام در کشور را تقبیح کرد و آن را تلاشی برای منحرف کردن افکار عمومی از چگونگی روند محاکمه اعدام‌شدگان خواند.

در گزارش خبرگزاری هرانا که به نقل از رادیو فردا  آمده است، سازمان عفو بین‌الملل روز پنج‌شنبه، ۲۷ آبان عنوان کرده، «مقامات ایران شیوه‌های تبلیغاتی ناشیانه‌ای به کار می‌برند تا محکومان به اعدام را در چشم مردم این کشور تحقیر کنند و توجه افکار عمومی را از نواقص محاکمه‌هایی که به اعدام آنها منجر می‌شود، منحرف سازند».

بیانیه عفو بین‌الملل اشاره می کند به اعدام شماری از اعضای اهل سنت گروه «توحید و جهاد» در روز ۱۲ مرداد ، گروهی که در مناطق غربی ایران فعالیت می‌کند و مقامات دولتی ایران آن را «تروریستی» و «تکفیری» می‌خوانند.

عفو بین‌الملل تعداد اعدام‌شدگان را ۲۵ نفر عنوان کرده، در حالی که مقامات قضایی ایران گفته‌اند که در این روز ۲۰ نفر از اعضای گروه «توحید و جهاد» اعدام شده‌اند.

این بیانیه در ارتباط با تبلیغات حکومت ایران پیرامون اعدام اعضای گروه «توحید و جهاد» می‌گوید که رسانه‌های تحت کنترل حکومت اقدام به پخش ویدیوهای زیادی از «اعترافات» اعدام‌شدگان کرده‌اند تا افکار عمومی را مجاب کنند که آنها «گناهکار» بوده‌اند، اما این واقعیت را نمی‌توان پنهان کرد که اعدام‌شدگان در دادگاه‌های به شدت «ناعادلانه» محاکمه شده و حکم اعدام دریافت کرده‌اند.

عفو بین‌الملل در ادامه می‌افزاید: «مقامات ایران وظیفه دارند کسانی را که دست به حملات مسلحانه و کشتار غیرنظامیان می‌زنند به دست عدالت بسپارند. اما هیچ توجیهی برای اخذ اعترافات اجباری از طریق شکنجه و دیگر رفتارهای غیرانسانی و سپس انتشار آنها به این شکل منزجرکننده وجود ندارد.»

رسانه‌های وابسته به حکومت ایران تابستان گذشته به دنبال اعدام شماری از اعضای گروه «توحید و جهاد» ویدیوهای متعددی را از اعترافات آنان منتشر کردند، از جمله ویدیویی مربوط به لقمان امینی که وی اعتراف می‌کند چند تن از روحانیون سنی‌مذهب کردستان را ترور کرده است.

برخی از اعدام‌شدگان اعترافات خود را تکذیب کرده و گفته بودند که آنها «تحت شکنجه» و در «سلول انفرادی» مجبور به این اعترافات شده‌اند.

همچنین شهرام احمدی، یکی از این اعدام‌شدگان عنوان کرده بود که در یک دادگاه «پنج دقیقه‌ای» به اعدام محکوم شده و اجازه دفاع و دسترسی به وکیل را «نداشته» است.

اعدام این افراد در همان زمان نیز اعتراض گروه‌های مدافع حقوق بشر و نیز مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، را به دنبال داشت که چنین اقدامی را «به دور از سعه‌صدر و فاقد دوراندیشی» توصیف کرد. 

۱۳۹۵ مهر ۲۵, یکشنبه

ممانعت از ادامه تدریس استاد دانشگاه در مریوان

به گزارش جمعیت حقوق بشر کردستان، حامد کهنه پوشی استاد دانشگاه پیام نور مریوان، بدون اعلام قبلی و اطلاع رسانی به وی، از ادامه تدریس در دانشگاه مذکور منع شده و با توجه به اینکه ایشان بصورت حق التدریسی در دانشگاه کار می‌کند ولی هنوز تا پایان قرارداد با دانشگاه زمان داشته ولی بدون هیچ دلیلی از ادامه تدریس وی ممانعت شده است.  لازم به ذکر است که وی دانشجوی دکتری در رشته جامعه شناسی و همچنین مدرس زبان کوردی، از اعضای فصلنامه های "قەژین" و "ڕۆنان" کە به زبان کوردی منتشر میشوند میباشد. 

۱۳۹۵ مهر ۵, دوشنبه

کشته شدن کولبری جوان در بانه با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی

بنا به گزارش جمعیت حقوق بشر کردستان، روز یکم مهرماه 1395 در مرز شهرستان بانه کولبری بنام جمیل عبدالله نژاد، فرزند صالح، 21 ساله، در اثر تیراندازی مستقیم نیروهای انتظامی جان خود را از دست داد.
در خصوص این واقعه گزارش شده است که نیروهای انتظامی بدون اعمال هرگونه اخطاری جهت متوقف کردن و یا دستگیری جمیل، به سمت وی تیراندازی کرده و در انجام آن وی جان خود را از دست داده است. جمیل که حامل کالاهای الکتریکی بوده پس از کشته شدن، نیروهای مذکور کالاهای وی را ضبط و مصادره کردند. 

۱۳۹۵ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

ممانعت اداره اطلاعات مهاباد برای پیگیری پرونده مرگ اسفناک "جلال جوانمرد"

به گزارش جمعیت حقوق بشر کردستان‌‌ بعد از مرگ «جلال جوانمرد» در اثر شکنجه در ادارەی اطلاعات مهاباد، جنازەی این جوان به صورت مشروط با اعلام برخودکشی وی از سوی خانوادەاش بە آنان مسترد شدە بود.

 با گذشت بیش از ۲ ماه از این واقعه، اداره ی اطلاعات مهاباد به صورت مکتوب دستگاه قضایی را از پیگیری پرونده از سوی خانواده اش بر حذر داشته و پرونده را «امنیتی و در ارتباط با ضد انقلاب» اعلام کرده است.

جلال جوانمرد ۲۶ ساله فرزند رسول، روز دوشنبه‌ ۲۸ تیرماه سال ۱۳۹۵ خورشیدی، از سوی نیروهای امنیتی وابسته به اداره اطلاعات مهاباد بازداشت و بعد از دو روز زیر شکنجه ی شدید توسط بازجویان وزارت اطلاعات جانش را از دست داده بود.

جلال جوانمرد کە به اتهام «همکاری با احزاب کردی» بازداشت و زیر شکنجه جانش را از دست دادە است، پیشتر پیشمرگە و عضو حزب دمکرات بوده است.

۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه

ربوده شدن پوریا محمدی شهروند کرد اهل سقز پس از بازگشت از اروپا، توسط اطلاعات جمهوری اسلامی

مبنی بر گزارش جمعیت حقوق بشر کوردستان: شهروند کورد بنام پوریا محمدی متولد ۱۸/۶/۱۳۶۹ اهل شهر سقز از سوی اداره اطلاعات جمهوری اسلامی دستگیر و به مکانی نا معلوم انتقال داده شده است.

پوریا محمدی کە در اروپا زندگی میکند بە هنگام بازگشت از سوی نیروهای اطلاعاتی چندین بار بە بهانه‌های واهی دستگیر شده و سرانجام در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۹۴ از سوی نیروهای اطلاعاتی سقز -دیواندره ربودە می‌شود و تاکنون خبری از وی در دسترس نمی باشد. 

خانواده پوریا محمدی که در خارج از ایران و شرق کوردستان سکونت دارند، برای فرزندشان وکیل در نظر گرفته‌اند که برای رسیدگی و پیدا کردن فرزندشان به آن‌ها کمک کند، اما اداره اطلاعات بە وکیل آن‌ها گفته است کە باید پدر پوریا بە ایران بازگردد. 

در همین گزارش همچنین آمده است: وکیل پوریا بە خانواده موکلش گفته است کە خطر جانی برای موکلش وجود دارد و بە هیچ عنوان اجازه دیدن موکلش را بە وی نمی‌دهند.

۱۳۹۵ شهریور ۱۴, یکشنبه

روند رو به افزایش اعدام زندانیان در ایران

 در ادامه موج جدیدی از اعدام زندانیان در  زندان‌های مختلف ایران و کوردستان، حکم اعدام هفت نفر در زندان مرکزی بندرعباس، ازجمله یک شهروند کورد اجرا شد.

 بنا به گزارشات سازمانهای حقوق بشری و اخبار منتشر شده،  بامداد روز پنج‌شنبه‌ ۴شهریورماه یک زندانی کورد به نام "ادریس. م" فرزند حسن در بندرعباس به همراه ۶ زندانی دیگر به دار آویخته شد. وی ٣۶ ساله و اهل شهرستان اشنویه در استان ارومیه بوده است. آن‌چنان‌که سایت دادگستری کل استان هرمزگان عنوان کرده؛ این زندانی کورد به همراه شش تن دیگر به “قاچاق مواد مخدر” متهم بودند.

حکم اعدام "ادریس . م" از سوی دادگاه انقلاب شهرستان بندر خمیر صادرشده است. جسد این زندانی عصر روز ششم شهریورماه به خانواده‌ی وی تحویل داده شد.

۱۳۹۵ شهریور ۱۲, جمعه

30 زن در رابطه با فعالیت های سیاسی و مدنی در زندان اوین زندانی هستند

هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران درگزارشی درباره وضعیت "زندانیان زن سیاسی "دراین کشور گزارش داد در حال حاضر ۳۲ زندانی زن با اتهامات مختلف در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شوند، از این زندانیان تعداد ۲ تن دارای اتهامات مالی و ۳۰ نفر در رابطه با فعالیت های سیاسی، مدنی و یا با اتهامات امنیتی هستند.
هرانا می افزاید :در بند زنان زندان اوین موسوم به بند نسوان که بسیاری از زندانیان آن مادرانی رنج کشیده هستند هم‌چنان محدودیت تلفن و ملاقات وجود دارد و ازجمله جدیدترین مشکلات آن‌ها کمبود جا و جیره غذایی است.
اسامی ۳۰ زندانی سیاسی و امنیتی این بند بدین قرار است :
۱- مهوش شهریاری ثابت ۶۴ ساله (جامعه بهایی)
۲- فریبا کمال آبادی ۵۴ ساله(جامعه بهایی)
۳- مریم اکبری منفرد ۴۱ ساله (محاربه)
۴- ریحانه حاج ابراهیم دباغ ۳۵ ساله (همکاری با یک سازمان مخالف نظام)
۵- صدیقه مرادی ۵۷ ساله (همکاری با یک سازمان مخالف نظام)
۶- نرگس محمدی ۴۴ ساله (قدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی و تشکیل و عضویت در گروه غیرقانونی)
۷- زهرا زهتاب‌چی ۴۶ ساله (همکاری با یک سازمان مخالف نظام)
۸- فاطمه مثنی ۴۶ ساله (همکاری با یک سازمان مخالف نظام)
۹- فهیمه اعرفی ۵۲ ساله (اجتماع و تبانی، توهین به مقدسات)
۱۰- رویا صابری نژاد نوبخت ۵۰ ساله (توهین به مقدسات و سران قوه قضاییه در فیسبوک)
۱۱- بهاره هدایت ۳۵ ساله (تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی، توهین به رهبری و رئیس جمهوری)
۱۲- الهام فراهانی ۵۳ ساله (اقدام علیه ملی از طریق عضویت در تشکیلات بهایی)
۱۳- نسیم باقری ۳۳ ساله (تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت کشور)
۱۴- الهام برمکی ۴۶ ساله (جاسوسی)
۱۵- بهناز ذاکری ۵۴ ساله (محاربه از طریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام)
۱۶- مریم نقاش زرگران ۳۸ ساله (اجتماع و تبانی و اقدام علیه امنیت ملی)
۱۷- آزیتا رفیع زاده ۳۵ ساله (تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت کشور)
۱۸- پانیذ عظیمی ۲۱ ساله (فعالیت فیسبوکی)
۱۹- مرجان داوری ۵۰ ساله (نامشخص)
۲۰- ریحانه طباطبایی ۳۱ ساله (تبلیغ علیه نظام)
۲۱- نازیلا حمیدف ۵۰ ساله (جاسوسی)
۲۲- لیلا جعفری (اجتماع و تبانی از طریق همکاری با گروه عرفان حلقه)
۲۳- لیلا جماعت (اجتماع و تبانی از طریق همکاری با گروه عرفان حلقه)
۲۴- آمنه جابری (اجتماع و تبانی از طریق همکاری با گروه عرفان حلقه)
۲۵- ستوده فاضلی (همکاری با یک سازمان مخالف نظام)
۲۶- مریم افشنگی (همکاری با یک سازمان مخالف نظام)
۲۷- نگار افشار زاده (اقدام علیه امنیت ملی)
۲۸- آیدا یحیی پور (اقدام علیه امنیت ملی)
۲۹- مهین ایزدی (اقدام علیه امنیت ملی)
۳۰- ژیلا شهریاری (اقدام علیه امنیت ملی)

۱۳۹۵ مرداد ۲۵, دوشنبه

کۆمەڵەی مافی مرۆڤی کوردستان

بە پێی هەواڵی کۆمەلەی مافی مرۆڤی کوردستان،
نادیاربوونی چارەنووسی کچێکی بۆکانی کە۱٦٥ڕۆژە دەسبەسەرکراوە
بەپێی هەواڵی گەیشتوو بەکۆمەڵەی مافی مرۆڤی کوردستان کچێکی کوردی خەڵکی بۆکان لەڕۆژهەڵاتی کوردستان بەناوی (مەنیژە فاتحی)۲۲ ساڵ تەمەن کچی بەهمەن کە ۱٦٥ ڕۆژە لەلایەن هێزە ئیتلاعاتییەکانەوە دەسبەسەر کراوە،تا ئێستە لەشوێنی ڕاگیرانی ناوبراو زانیارییەک لەبەر دەستتدا نییە.

یەکێکی لەئەندامانی بنەماڵەی فاتحی بە (ڕۆژی کورد)ی ڕاگەیاند کە هێزە ئەمنییەکانی کۆماری ئیسلامی بۆکان هەڵیان کوتاوەتە ماڵی ئەم شارۆمەندە کوردە و پاش پشکنینی تەواوی ماڵەکەی دەسبەسەریان کردووە وگوازتویانەتەوە بۆ شوێنێکی نادیار.

بەگوێرەی ڕاپۆرتەکە نێزیک کاتژمێر ۷ی شەو سێ کەس لەهێزه ئەمنییەکان هەڵیان کوتاوەتە ماڵیان وبەبێ هەبوونی ئیزنی قەزایی دەسبەسەریان کردووە وبردوویانە بۆشوێنێکی نادیار،هەروەها بە پەیگیری وهەوڵی زۆری بنەماڵە لەهەمبەر ڕەوشت وشوێنی ڕاگرتنی مەنیژە، تا هەنووکە نەمانتوانیوە لەچارەنووسی ناوبراو زانیارییەک وەچنگ بێنین و۱٦٥ڕۆژە کچەکەمان  لەلایەن هێزەکانی ئیتلاعاتەوە دەسبەسەرکراوە وبەگرانی پەرۆشی ئەم دۆخە نالەبارەین.

 

ناوبراو لەدرێژەدا کوتی، سەرەڕای سەردانە یەک لەدوای یەکەکانمان بۆ ناوەندە ئەمنی وقەزاییەکان وهەروەها بێ ئاگابوونمان لەجۆری تۆمەت ودەسبەسەرکرانی بەم حاڵەوەش تائەم چرکەساتە هیچ زانیارییەکمان لە دۆچخ وڕەوشتی کچەکەمان پێ ڕانەگەیەندراوە.

۱۳۹۵ مرداد ۷, پنجشنبه

شەش زیندانی مەحکوم بە ئێعدام، لە زیندانی وڕمێ لە سێدارە دران

           

لە دار درانی شەش زیندانی مەحکوم بە ئێعدام، لە زیندانی وڕمێ


 ڕۆژی سێ شەمە ٥ی گەلاوێژ ، شەش زیندانی سزادراو بە ئێعدام تۆمەتبار بە بازەرگانی مادە هۆشبەرەکان ، لە زیندانی ناوەندی ورمێ بۆ جێبەجێ کردنی سزاکەیان ڕەوانەی ژوری تاکەکەسی کراون .

ڕەحمان فولادی ئەزــ عەبدوڵا قادری ــ موجتەباشیرخانی ـ عەلی تەلعەتی ـ چەنگیزشیری ـ ئەوانە سەرجەم لە بەندی ۱٥ی زیندانی ورمێوە و کەسێکی تر بەناوی عەبدولمەجید کە ناوی بنەماڵەیی نەزانراوە و خەڵکی گوندی” بالو” لە ژوری ژمارە ۱٤ تێکڕا ئەمڕۆ سەرلەبەیانی لە زیندانی ورمێدا لە سێدارە دران.
جێگەی ئاماژەیە کە لەو چەند حەوتوی ڕابردودا  ڕێژەی ئێعدام و لە سێدارەدان لە زیندانەکانی ئێران بەشێوەیەکی بەرچاو ڕووی لە زیاد بوون کردوە .


۱۳۹۵ تیر ۱, سه‌شنبه

ایران باید بە اعدام پایان دادە، زندانیان سیاسی را آزاد نماید

کمیتەی بین‌المللی مبارزە با اعدام با هدف پایان دادن بە جزای اعدام‌ در ایران، نشستی را در استهکلم سوئد برگزار کرد.

با توجە بە دیدگاههای سازمانهای حقوق بشری و افکار عمومی، رژیم ایران باید بدون زیق وقت بە جزای اعدام در ایران پایان دهد و زندانیان سیاسی را آزاد نماید.

در تظاهراتی کە با شعار" اعدام‌ها را در ایران متوقف کنید و زندانیان را آزاد نمایید" یکی از اعضا هیئت رئیسەی جامعەی حقوقشناسان زن بە نام ماریا رشیدی سخنرانی کرد. وی اظهار نمود کە تبعیضهای نظام‌مند برعلیە اقلیت‌های دینی و فرهنگی بە شیوەای مستمر تداوم می‌یابند. کارگرانی کە برای دریافت حقوق حقەی خود بە اعتراض می‌پردازند و دانشجویانی کە سال تحصیلی را با شادی و رقص بە پایان می‌رسانند، در ملا عام شلاق زدە می‌شوند.

غرب بیش از ٣٧ سال از گفتگوهای انتقادآمیز سخن می‌گویند

رشیدی خاطرنشان کرد: لازم است ایالات متحدە آمریکا، اتحادیەی اروپا و حکومت سوئد پاسخ پرسشهای "ایران چگونە گوی سبقت را در اعدام از چین ربودە است؟ و در برابر افکار عمومی جهان رکورد اعدامها را شکستە است، را بدهند. هنوز پس از گذشت ٣٧ سال ازگفتگوهای انتقادآمیز نسبت بە مسئلەی حقوق بشردر ایران سخن می‌گویند. بە منظوراستفادە از منابع زیرزمینی ایران توافقنامەی برنامەهای هستەای را با ایران بە امضا رساندند. رژیم ایران هزاران نفر از شهروندان خود را اعدام می‌نماید و هیچ توجهی بە مسئلە حقوق بشر ندارد. دیگر چە فایدەای از گفتگوهای انتقادآمیز بدست می‌آید. قتل، اعدام، شکنجە و ارعاب و فشار مداوما بیشتر می‌شوند.

رشیدی از کشورهای غربی درخواست نمود کە از گفتگوهای انتقادآمیز دست برداشتە و فورا بە اعدامها پایان دهند، فشار بر زنان و اقلیت‌ها را متوقف نمودە و گامهای موثری در این زمینە بردارند.

حکم شلاق بە منظور تحقیر انسان در ایران افزایش یافتە است

بهرام رحمانی مسئول سازمان "پن" ایران کە مرکز آن در استکهلم است، اعلام نمود: ایران در بحرانی اقتصادی بسر می‌برد. بیش از ٨ تا ١٠ یلیون تن از ساکنان ایران بیکارند و رژیم ایران برای پایان دادن بە بحران اقتصادی شرایط گروه ٥+١ را قبول نمود و بە اجبار تن بە آن داد.

پس از این پیمان‌نامە و توسعەی روابط کشورهای اروپایی با ایران، همە در انتظار توسعەی حقوق بشر در ایران بودند. امروز همەی ما شاهدیم کە این پیشرفتها در واقع برعکس آنچە انتظار می‌رفت اتفاق می‌افتند. هم اعدامها افزایش یافتەاند و هم بازداشتها بیشتر شدەاند.

محکومیت‌های شلاق هم برای تحقیر انسان‌ها رو بە افزایش است. نمونەی عینی این را در منطقەی آذربایجان دیدیم. در آنجا ١٧ کارگر را کە درصدد احقاق حقوق خود می‌باشند بە باد شکنجە می‌گیرند و برای هر کدام از آنها ٣٠ تا ١٠٠ ضربە شلاق تعیین می‌نمایند. بە ٣٥ دانش‌جو کە برای پایان تحصیلی و موفقیت در آن ابراز شادمانی کردەاند، برای هر کدام ٩٩ ضربە شلاق را تعیین کردند.

در زمان ریاست جمهوری روحانی اجرای حکم اعدام سە برابر افزایش یافتە است

رحمانی خاطرنشان کرد: حسن روحانی با وعدە تداوم اصلاحات و گسترش فضای سیاسی و اجتماعی بر سر کار آمد. پس از رسیدن بە این منصب اجرای احکام اعدام  سە برابر افزایش یافت. ما بە عنوان سازمان پن ایران خواهان متوقف نمودن فوری احکام اعدام می‌باشیم. زندانیان سیاسی هم باید ازاد شوند.

حکم قصاص در ایران نە حکمی عادلانە است، این احکام برای جامعەی بشری ننگ و جرم است‌

"امی هدینبورگ"رئیس نهاد مطبوعاتی سازمان عفو بین‌الملل در سخنانی بە نقض وسیع حقوق شهروندی در ایران اشارە کرد. بە گفتەی وی آزادی بیان، آزادی اندیشە، آزادی سازماندهی و برگزاری نشستها از سوی دولت تقض می‌شود. روزنامەنگاران، روشنفکران و مدافعان حقوق بشر بە زندان محکوم شدەاند.

نامبرە افزود: شکنجە و رفتارهای خارج از اصول بین‌المللی در ایران بشدت افزایش یافتەاند، در سال گذشتە (٢٠١٥) در مجموع ٩٧٧ نفر در ایران اعدام شدند کە چهار تن از آنها کمتر از ١٨ سال سن داشتند. احکام قضایی در ایران نە حکم، بلکە خود جرم محسوب می‌شوند و مایەی ننگ می‌باشند.

"امینە کاکە باوە" از نمایندگان حزب چپ سوئد در سخنانی بە وضعیت اسفبار حقوق بشر در ایران اشارە کرد و یادآور شد کە کشورهای غربی بە دلیل منافع اقتصادی هیچ اهمیتی بە مسئلەی حقوق بشر در ایران نمی‌دهند. کشورهای اروپایی شاهد سالانە اعدام بیش از هزار نفر در ایران می‌باشند و تنها چیزی کە بە آن اهمیت می‌دهند چگونە از بازار ٧٠ میلیونی ایران بە منافع اقتصادی خود دست یابند.

۱۳۹۵ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

عدم موافقت با درخواست مرخصی زندانی سیاسی قدریه قادری


به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان، قدریه قادری، زندانی سیاسی کُرد که در بند نسوان زندان مرکزی یاسوج نگهداری می‌شود به عفوت گوش، سردرد شدید و بی‌حسی یکی از دستانش مبتلا شده است. وی در طی سه ماه گذشته دو بار به بیمارستان خارج از زندان منتقل شده و هر بار به اجبار با دستبند و چادر وی را انتقال داده و این سبب اعتراض این زن زندانی شده است. پزشک متخصص برای تشخصی مریضی درخواست انجام آزمایش سی تی اسکن کرده ولی به بهانه ی خراپی دستگاه تاکنون این آزمایش انجام نشده و مریضی ایشان همچنان ادامه دارد.


بعد از درخواست مرخصی این زندانی، که از سوی مسولین زندان و دادگاه یاسوچ موافقت شد و برای مرخصی وی وثیقه یک میلیارد تومانی تعیین شد و برای موافقت نهایی درخواست به دادگاه انقلاب ارومیه ارسال شده و در نهایت مورد موافقت قرار نگرفت.

 قدریه قادری پیش از آن در زندان مرکزی ارومیه نگهداری می‌شد اما ۶ ژوییه سال ۲۰۱۳ به زندان یاسوج تبعید شد. قدریه قادری ۲۵ ساله شهروند کُرد در اواخر خردادماه سال ۹۰ در شهر ارومیه بازداشت شده و برای بیش از دو ماه در بازداشتگاه ستاد خبری اطلاعات نگهداری شده است. بازجویان اداره‌ اطلاعات برای گرفتن اعترافات وی را تحت شکنجه‌ روحی و فیزیکی قرار داده به طوریکه بعد از انتقال به زندان ارومیه برای دو هفته او قادر به غذا خوردن و حرکت نبوده است. بعدا دادگاه انقلاب ارومیه این زندانی سیاسی را به اتهام همکاری با پ ک ک به ۱۰سال زندان محکوم کرد و بعد از اعتراض پرونده در دادگاه تجدید نظر استان ، حکم به ۷ سال زندان کاهش پیدا کرد.

۱۳۹۴ اسفند ۱۹, چهارشنبه

جلوگیری از برگزاری مراسم روز زن در سنندج

سنندج - مامورین نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در پوشش لباس‌شخصی ها با یورش به محل برگزاری مراسم روزجهانی زن (8مارس) در یکی از سالنهای شهر سنندج، شرکت کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار داده و جمعیت را پراکنده کردند. این مراسم در روز سه‌شنبه 18اسفند پشت پاساژ آشنا در خیابان فردوسی که یکی از مراکز شلوغ شهر است در حال برگزاری بود؛ که در اثر یورش مامورین اطلاعاتی برای ساعاتی وضعیت عبور و مرور در خیابانهای اطراف مختل گردید.

۱۳۹۴ بهمن ۳۰, جمعه

دستگیری 8 تن از شهروندان کورد در سقز توسط نیروهای امنیتی

به گزارش آژانس کردپا، در تلاش ماموران امنیتی شهرستان سقز برای دستگیری شهروندان کورد، 8 تن دستگیر شدند.

اسم یکی از دستگیرشدگان "نادر" اعلام شده است. 

منابع خبری در این راستا اظهار داشته‌اند که در بعدازظهر روز چهارشنبه 28 بهمن ماموران امنیتی رژیم در طی یورشی که به محله "شاناز واقع در شهرستان سقز داشته‌اند 8 تن از شهروندان را دستگیر نموده، که محدوده سنی آنان کمتر از 35 سال اعلام شده است و نیز تاکنون از محل نگهداری آنان خبری در دسترس نمی باشد. 

به گفته منابع محلی اتهام دستگیرشدگان همکاری و ارتباط با احزاب سیاسی مخالف جمهوری اسلامی میباشد. 

این در حالیست که انتخابات مجلس پیش رو در 7 اسفندماه توسط اکثریت گروههای سیاسی و احزاب کورد با سیاست بایکوت در برابر این انتخابات مواجه شده است.

۱۳۹۴ بهمن ۲۵, یکشنبه

دستگیری و ضرب و شتم شدید فعال سیاسی کرد از سوی مامورین امنیتی رژیم


بنا به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، در پی تشدید فشارها از سوی نهادهای امنیتی رژیم بر فعالین مدنی و سیاسی در استان کردستان، روز پنجشنبه 22 بهمن 1394، سلمان حسین پناهی فعال سیاسی کرد اهل روستای قروچیا از توابع شهرستان دهگلان ،از طرف مامورین لباس شخصی اداره اطلاعات دستگیر شده و این در حالیست که از وضعیت موجود وی خبری در دست نمی باشد. شایان ذکر است که در هنگام دستگیری نامبرده توسط مامورین اطلاعات به شیوه ای خشونت بار مورد ضرب و شتم شدید و همچنین هتاکی و توهین قرار گرفته است. 
درپی مراجعه خانواده دستگیر شده به نهادهای امنیتی تاکنون جوابی در خصوص محل زندانی شدن و دلیل دستگیری وی دریافت نکرده‌اند. 

۱۳۹۴ بهمن ۲۲, پنجشنبه

پیام آقای ابوالحسن بنی‌صدر به مردم ایران بمناسبت ۲۲ بهمن، سال‌روز پیروزی جنبش همگانی مردم ایران

 

ایرانیان! 
    هرگاه نخواهیم به گذشته بازگردیم و به بهار استقلال و آزادی و جای سپردن زود رس آن به خزان استبداد و وابستگی، بپردازیم، هرگاه بخواهیم با خود صادق باشیم و خشونت‌زدائی را از پندار و گفتار و کردار خویش آغاز کنیم، سخن حق این سخن می‌شود: انقلاب می‌توانست در ما انسان‌ها، از رهگذر بازیافت حقوق انسانی خویش، حقوق شهروندی خویش و حقوق ملی خویش، بن‌مایه هر سه، استقلال و آزادی، به انجام رسد. هرگاه چنین انقلابی روی می‌داد، ایرانیان وجدان همگانی بر این حقوق می‌یافتند. وجدان اخلاقی جمعی و فردی آنها، پندارها و گفتارها و کردارها را با این حقوق می‌سنجید و مانع از بازگشت به اعتیاد به اطاعت از اوامر و نواهی قدرت، بنابراین، بازسازی استبداد می‌شد. پس اگر بجای جمهوری شهروندان، گرفتار ولایت مطلقه فقیه هستیم، نه تقصیر انقلاب که تقصیر روی‌گرداندن از انقلاب بوده‌است. تردید نکنید تا زمانی که وجدان همگانی بر این سه دسته حقوق را نجوئیم و زندگی را عمل به این حقوق نگردانیم، درکار تخریب خویشتن، وطن خود، بنابراین، در خدمت استبداد ضد حقوق باقی می‌مانیم. 

      اگر همچنان، در ضدیت با انقلاب، خدمتگزار استبداد و وابستگی بمانیم، فردا بهتر از امروز نمی‌شود. در مدار بسته بد و بدتر که اینک در آن، زندانی هستیم، بدین‌خاطر که این مدار ساختهِ بدترین(ولایت مطلقه فقیه)، با دستیاری ما ایرانیان است، سمت و سو همواره از بد به بدتر است. بدتر امروز، بد فردا می‌شود و «بدترین» بدتری را می‌تراشد تا که ما همچنان در این مدار بمانیم. هم اکنون، «بدترین» ترکیب مجلس خبرگان را تعیین کرده‌است تا مگر «یک نسل دیگر، رهبری در ید اصول‌گرایان بماند». هم‌اکنون، در کار قانونی کردن سازماندهی بسیج، بمثابه «اس. اس» هیتلر است. هم اکنون، درکار وسعت بخشیدن به چهارمین بحران بزرگ است. نمی‌بینید که در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و رابطه‌های بایکدیگر، نقش اول و جبار را قدرت خارجی یافته‌است؟    

ایرانیان! 
    ولایت مطلقه فقیه، به قدرت تعریف می‌شود. زیرا جز قدرت و بسط ید یک تن بر یک ملت، معنای دیگری نمی‌تواند داشته باشد و ندارد. مدعیان خود نیز همین تعریف را از آن می‌کنند. خود نیز می‌گویند «مردم رأی ندارند». اما هرکس خود خویشتن را رهبری می‌کند و شهروندان، بر پایه دوستی، در مدیریت جامعه خویش شرکت دارند (= ولایت)، به حق تعریف می‌شود. در تعریف ولایت مطلقه فقیه، از حق هیچ نیست و در تعریف «ولایت با جمهور مردم است» از قدرت هیچ نیست. پس، یک دین نمی‌تواند هم ولایت مطلقه فقیه را تجویز کرده‌باشد و هم گفته باشد (به نقل از اجتهاد و تقلید نوشته روح‌الله خمینی): 
    « اشکال در اصل «عدم ولایت» وجود ندارد: جای هیچ اشکالی نیست در این که اصل و قاعده بر عدم نفوذ حکم هیچ‌کسی بر کس دیگر است، فرقی نمی‌کند که حکم مذکور قضائی باشد یا غیر آن، حاکم پیامبر باشد، یا وصیِ پیامبر یا غیر آنها. زیرا صرف نبوت و رسالت و وصایت و یا علم و فضائل نفسانی، به هر درجه باشد، موجب نمی‌شود که دارندگان این گونه کمالات نافذ‌الحکم باشند و قضا و داوری آنان، فاصل و قاطع خصومت و تنازع شود» . 
    اگر معترف به این حق، دم از ولایت مطلقه فقیه زده‌است، تسلیم قدرت گشته و حق را با زور مطلق (یکی حاکم بر همه) جانشین کرده‌است. در این از خود بیگانه‌کردن، غیر از دستیاران «روحانی» او، دین ستیزان و دین‌هراسان نیز دستیار او بوده‌اند. همه خدمتگزاران قدرت، بایکدیگر، در بستن چشمان عقول بر قدرت فاسد گردان شرکت داشته‌اند. دینِ قربانی قدرت را، عامل وضعیتی باوراندن که ما در آنیم، دروغ بس ویران‌گری است که اینان در ساختن و گفتن آن شرکت داشته‌اند و دارند. باوجود این، جماعت زورپرست موفق نمی‌شد اگر در سرها زور نبود و حقوق بود. اگر عمل‌ها بکاربردن زور نبودند و بکاربردن حقوق بودند. اگر عقل‌ها، خودانگیخته، مستقل و آزاد، بودند و بجای بیراهه ویران‌گری، راه رشد را پیش پای جمهور مردم ایران می‌گذاشتند. 

ایرانیان! 
      این‌بار، ما در وضعیت بعد از قرارداد اسارت‌بار وین هستیم. پرسش هریک از ما این‌است: «ایران بعد برجام» چه وضعیتی خواهد یافت؟ در مقام پاسخ به این پرسش، عرض می‌کنم: 

۱. آیا نخست نباید از خود بپرسیم: آیا می‌خواهیم در مدار بسته زورمداری که مدار بسته بد و بدتر است بمانیم و یا می‌خواهیم، خویشتن را رها کنیم و به فراخنای خوب و خوب‌تر، درآئیم؟ آیا می‌خواهیم در سرها، زور را با حقوق جانشین کنیم؟ آیا می‌خواهیم به حقوق خود بمثابه انسان و به حقوق خود بمثابه شهروند و به حقوق خود بثمابه ملت وجدان بجوئیم، هم بمنزله یک شهروند و هم بمثابه جمهور شهروندان؟ اگر برآن شویم که در آن مدار نمانیم و بخواهیم بر این حقوق وجدان پیدا کنیم و زندگی را عمل به حقوق بگردانیم، درجا، توانائی و امید و شادی از یاد برده را باز می‌‌یابیم و زمان رسیدن و مستقر کردن جمهوری شهروندان و بازگشت‌ناپذیر کردن آن‌را هرچه زود‌رس‌تر می‌کنیم. 
    بدین‌قرار، بنابر اصل تقدم تدبیر بر تقدیر، ما ایرانیان هستیم که باید پاسخ پرسش را با تغییر خود بدهیم: هرگاه تغییر کنیم، از رهگذر وجدان بر حقوق و عمل به حقوق، سرنوشت خویش و جهان را تغییر می‌دهیم. بیان استقلال و آزادی که اینک در اختیار داریم، به ما امکان می‌دهد الگوی جهانیان در تغییر بگردیم: خشونت زدائی را راه و روش جهانیان بگردانیم و جهان را از کام آتش خشونت بیرون کشیم. 

۲. آیا نباید پرده دروغ را بدریم و واقعیت را همان‌سان که هست ببینیم، ببینیم که ولایت مطلقه وقتی قدرت مطلق یک تن بر جامعه معنی و به اجرا گذاشته می‌شود، نمی‌تواند از راه «ولایت جمهور مردم» ثبات بجوید. زیرا ناقض این حق است؟ اگر بدین‌کار توانا نیست که نیست، جز از راه ستیز و سازش با دنیای خارج می‌تواند به خود ثبات ببخشد؟ پدید‌آوردن بحران‌ها دلیلی جز این نیاز می‌تواند داشته باشد؟ آیا، هنوز بحران گروگان‌گیری تمام نشده، بحران جنگ را پدید نیاوردند و با کودتای خرداد ۶۰، سبب ادامه جنگ به مدت ٨ سال نشدند؟ آیا جنگ به پایان نرسیده، زمینه بحران اتمی را بوجود نیاوردند؟ و اینک، بحران «سه جنگ» را پیش از پایان بحران اتمی، آغاز نکرده‌بودند؟ ایران در بحران «سه جنگ» نیست؟ چرا: 
۲.۱. در غرب، جنگ در سوریه و عراق و یمن و در شرق، جنگ داخلی در افغانستان، ادامه دارند. رژیم ولایت فقیه ایران را درگیر این جنگ‌ها کرده‌است. آقای خامنه‌ای می‌گوید: «اگر مدافعان حرم مبارزه نمی‌کردند، باید در کرمانشاه و همدان می‌جنگیدیم». عقل قدرتمدار او، نمی‌تواند از تناقض‌های موجود از دلیلی آگاه کند که می‌تراشد و عذر بدتر از گناه است. در حقیقت، او اعتراف می‌کند: 
- ایران در جنگهای عراق و سوریه شرکت دارد. و 
- قوای نظامی ایران توانا به حفظ مرزهای ایران نیست. زیرا اگر این توانائی را می‌داشتند، دلیل نداشت «دشمن» (لابد داعش) بتوانند وارد خاک ایران شود. و 
- اما اگر توانائی دفاع از مرزهای کشور را ندارند و قوای داعش می‌توانستند تا کرمان‌شاه و همدان پیشروی کنند، چگونه‌است که این توانائی را در سوریه و عراق دارا می‌شوند؟ و 
- خشونت‌گرائی را دو «ولی‌امر» حق ستیز رواج ندادند؟ آیا اگر اسلام بیان استقلال و آزادی و حقوق سه گانه می‌ماند و خشونت‌زدائی رویه می‌شد، از خود بیگانه کردن دین در بیان قدرت و خشونت‌گری را روش کردن، همگانی می‌شد؟ و 
- چه سودی ایران می‌تواند در برانگیختن اکثریت سنی به دشمنی با خود داشته‌باشد؟ هرگاه ایران رشد اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می‌کرد و الگو می‌شد، وضعیت منطقه همین می‌شد که هست؟ 
    گرچه در همان‌حال که دستگاه تبلیغاتی در اختیار «ولایت مطلقه» بر طبل جنگ و دشمنی می‌کوبد، آقای ظریف آتش بس در سوریه را پیشنهاد می‌کند، اما رژیم در کشورهای منطقه، در درگیری‌های نظامی شرکت دارد. تشدید جنگ را بسود تحکیم موقعیت ولایت مطلقه فقیه می‌داند. زیرا ترس کشیده شدن جنگ به درون ایران را در ایرانیان شدید‌تر می‌کند. آقای خامنه‌ای نیز از برزبان آوردن آن جمله، هدفی جز تشدید این ترس ندارد. 
۲.۲. جنگ اقتصادی که «جنگ نفت» بخشی از آن‌است، ادامه می‌یابد. این جنگ با گروگانگیری، شروع شد و با تجاوز عراق به ایران، وسعت و شدت گرفت و با بحران اتمی، بازهم شدیدتر شد و همچنان رو به شدت دارد. تنها بهای نفت ایران نیست که این روزها، تا هر بشگه ۲۰ دلار کاهش یافته‌است. فرار سرمایه‌ها و استعدادها از کشور، از امکان تحول اقتصاد مصرف محور به اقتصاد تولید محور بازهم می‌کاهد. پس نیاز به «سرمایه‌گذاریهای خارجی» در نفت و گاز ایران و بسا صنایع تولید کننده فرآورده‌های مصرفی است. اما جنگ نفت و این واقعیت که تحریمهای به حال تعلیق درآمده‌اند و بمثابه حربه تهدید، برجا هستند و فقدان منزلت‌ها در ایران، این سرمایه‌گذاریها را تا بخواهی دشوار می‌کند. براین دو واقعیت باید این واقعیت را نیز افزود که خورد و برد منابع نفت و گاز مشاع توسط کشورهای همسایه در خلیج فارس و نیز در دریای مازندران ادامه می‌یابد. و ایران، همچنان، بازار فرآورده‌های مصرفی اقتصادهای چین و هند و روسیه و از این پس غرب، باقی می‌ماند. و 
۲.٣. جنگ دیپلماسی و دیپلماسی جنگ و نیز جنگ تبلیغاتی با گروگانگیری آغاز شد و اینک به این حد از شدت رسیده‌اند: این دو جنگ تنها با امریکا و دولت سعودی نیست و با «قرارداد وین» این جنگ با امریکا پایان نمی‌پذیرد. نه تنها دو طرف، در سیاست داخلی، به «دشمن» خارجی نیاز دارند. بلکه، چون قاعده محدودکردن دشمنی به «رهبران» رعایت نشده‌است، اینک این در مردم امریکا و مردم کشورهای عرب است که دشمنی با ایران خانه کرده‌است. اگرنه، نامزدهای حزب جمهوری‌خواهد امریکا، در دشمنی با ایران، با یکدیگر مسابقه نمی‌دادند و یکی از دو نامزد دموکرات، بقا در دشمنی با ایران را لازم نمی‌شمرد. 
    اگر در پی قرارداد وین، رژیم حضور نظامی خویش را در سوریه آشکار کرد، بدین‌خاطر است که دستگاه ولایت مطلقه فقیه، احساس نیاز بیشتری به این سه بحران می‌کند و با ورود روسیه در جنگ، مانعی برای اعلان حضور نظامی خود در سوریه نمی‌بیند. بدین‌قرار، ایران هم‌اکنون در بحران این سه جنگ است. 

٣. رژیم ولایت مطلقه فقیه خود بحران عظیمی است که ایران بدان گرفتار است. این بحران است که بحران زا و بحران ساز است. در همان‌حال که توجیه‌گران قدرت و قدرتمداری، برای شرکت دادن مردم در «انتخابات» مجلس خبرگان، دلیل می‌تراشند، سرمهندس، آقای خامنه‌ای و دستیاران او ترکیب مجلس خبرگان را معین می‌کند. از هم اکنون، با اطمینان خاطر می‌گویند: در طول عمر یک نسل دیگر، همچنان، رهبری در اختیار اصول‌گرایان باقی می‌ماند. 
    راست بخواهی، تا وقتی قدرت سرها را ترک نگوید و حقوق جای خویش را در عقل‌ها باز نیابند و وجدان همگانی و وجدان اخلاقی شهروندان را به حقوق و عمل به آنها نخوانند، ولایت مطلقه (= زور) ادامه می‌یابد. توافق وین که تمام مسئولیت آن بر دوش «رهبر» است، بدین‌خاطر که همراه شد با سه جنگ، نیاز ولایت مطلقه را به تشدید مهار جامعه بیشتر کرده‌است. این نه از راه اتفاق است که مجلس کنونی، کارش به تصویب رساندن طرح‌ها شده‌است. طرحها همه عینیت بخشیدن به ولایت مطلقه فقیه از راه کامل کردن مهار مردم کشور و تشدید ترسها است. طرح‌های لباس متحد‌الشکل و خانواده و «حجاب اسلامی» و اینک «طرح تقویت بسیج» که هیچ جز تبدیل آن به «اس. اس» هیتلری نیست، با هدف عملی کردن دو مرحله باقی مانده از ۵ مرحله‌ای است که آقای خامنه‌ای از آن سخن گفته و بتازگی، یک «سردار» سپاه سخن او را بازگفته‌است. در حقیقت، بهمان اندازه که ترس او از سقوط شدید است و شدیدتر هم می‌شود، نیازش به متحقق کردن استبداد فراگیر بیشتر می‌‌گردد. آنچه از مردم ایران پوشیده‌است این واقعیت است که تمامی استبدادهای فراگیر، بر فقر و خشونت پایه گرفته‌اند. بنابر نظریه سازان استبداد فراگیر (توتالیتاریسم)، رفاه اجتماعی مانع تحقق این نوع استبداد می‌گردد. پس نه از راه اتفاق است اگر آقای خمینی گفت: «اقتصاد مال خر است» و از آن پس تا امروز، بطور مداوم، وضعیت اقتصادی مردم ایران بدتر شده‌است. بنابراین، هرگاه جامعه ایرانی در نیابد که وجدان به حقوق و عمل کردن به حقوق شرط لازم و کافی رشد است و قدم در راست راه استقرار جمهوری شهروندان نگذارد، فقر و قهری که آتش به جان هستی طبیعت و خود این مردم افکنده‌اند، تشدید می‌شوند. و 

۴. اگر در پی قرارداد وین، همه مراجعه‌های اقتصادی به خارج از ایران است، معامله با فرانسه و ایتالیا و چین، اگر وزارت نفت، پیشاپیش، قراردادهای نفتی را تهیه کرده‌است که یادآور قراردادهای دارسی و ۱۹٣٣ و بسا زیان‌بارتر از آنها هستند، اگر سپاه دندان تیز کرده‌است برای سهم بیشتر از دلارها، نه از راه اتفاق است. اقتصاد تولید محور با وجود رژیم ولایت مطلقه فقیه در تضاد است. انقلاب اقتصادی بمعنای بازگرداندن اقتصاد مصرف محور به اقتصاد تولید محور نیازمند انقلاب سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نیز هست. گرچه بن‌مایه این انقلاب جانشین زور شدنِ حقوق است، اما این جانشینی با تغییر ترکیب دولت (حذف ولایت مطلقه فقیه و حقوقمدار گشتن دولت)، بنابراین، با تغییر ترکیب بودجه دولت و ساختار اعتبارهای بانکی و نیز واردات و صادرات، بنابراین، ترکیب توزیع درآمدها و توزیع آنها از راه تولید و در کل کشور، ممکن می‌گردد و نیاز به ترکیب مناسبی از نیروهای محرکه در هریک از مناطق کشور دارد. به‌ترتیبی که جمعیت در سطح کشور پخش بگردد و تمامی مناطق کشور رشد هم‌آهنگ کنند. در «برنامه برای عمل» ( در سایت انقلاب اسلامی در دسترس همگان قرار دارد)، ۵۰ تدبیر در بعدهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی پیشنهاد کرده‌ام. 
    مراجعه به انیران برای «جذب سرمایه» - ولو معامله‌های اخیر ناقض این سیاست هستند – بدان معنی است که «حفظ نظام اوجب واجبات» است. به سخن دیگر، اقتصاد ایران مصرف محور می‌ماند. این اقتصاد دو کار مهم برای «نظام» ولایت مطلقه فقیه انجام می‌دهد: ایجاد فرصت‌های بزرگ رانت خواری برای آنکه کارگزاران رژیم در خدمت آن بمانند. نگاه‌داشتن اکثریت بزرگ مردم کشور در فقر برای اینکه جامعه فقیر استبداد فراگیر و خشونت سامان یافته را تحمل می‌کند. اقلیت رانت‌خوار نیز در بند ترس از دست رفتن امتیازها، تکیه گاه اجتماعی رژیم باقی می‌ماند. 

۵. در خبر بود که در تهران ۷ میلیون جوان بیکارند!؟ وقتی اقتصاد مصرف محور است، راست بخواهی، جمهور مردم در کار تخریب طبیعت و استخراج و صدور ثروتهای ملی و واردکردن کالاها و پخش آنها، در سطح کشور و سطح شهرها، متناسب با قدرت خرید مردم هستند. اگر جز این بود، چرا ایران بیابان می‌شد و چرا جامعه‌ ایرانی گرفتار بی‌کاری و همه‌گونه آسیب‌ها ونابسامانی‌های اجتماعی می‌گشت؟ چرا زور تنظیم کننده رابطه‌ها در خانواده، در محیط‌های کار، در کوچه و خیابان می‌گشت. چرا دروغ فراگیر می‌گشت. چرا زبانی که بکار می‌رود، زبان قدرت می‌گشت؟ 
    مشکل «فرار استعدادها» نخست یک مشکل اجتماعی است: وقتی رابطه‌ها رابطه‌های حق با حق نیستند و انس و دوستی و دستیاری و همیاری و همکاری ارزش بشمار نیستند، وقتی سازمان‌های سیاسی ترک وطن گفته‌اند، یعنی جامعه مدنی را ترک گفته و در سرای دولت ولایت مطلقه فقیه منزل کرده‌اند، پیوندهای اجتماعی بریده می‌شوند و فرد، تنها و گرفتار احساس ناامنی مطلق می‌گردد . تنها شده‌ها، به دنبال مأمن، از وطن خویش ، ایران، می‌گریزند. 
    زورمداری جنسی و مالی و مقامی و موقعیتی در ایران امروز، قلمرو استعداد انس و دوستی را تا بخواهی تنگ کرده‌است. این واقعیت که در ایران امروز، با هم بودن دو کس جرم است مگر این‌که ثابت کنند قصد «توطئه» نداشته‌اند! فراوانی فسادهای جنسی و مالی و اعتیادها و دیگر آسیب‌های اجتماعی، ساخته‌های تنهائی و احساس ناتوانی، بنابراین، ایجاد تعادل از راه «ابراز قدرت»، است و بر ویران‌گری‌ها می‌افزاید. 
    بدین‌سان، بیشتر از طبیعت ایران، این جامعه ما است که در حال بیابان شدن، هم بلحاظ سیاسی و هم بلحاظ اقتصادی و هم بلحاظ اجتماعی و هم بلحاظ فرهنگی است. فرد شدن در ایران امروز، همانند فرد شدن در جامعه‌های مغرب زمین نیست. هرچند در غرب نیز، دانشمندانِ باوجدان مرتب نسبت به تنها شدن فرد پیشاروی دولت و سرمایه‌داری و پی‌آمدهای آن هشدار می‌دهند. در ایران، این قدرت (= زور) در اشکال گوناگون آن‌است که ایرانیان را فردها، اما فردهای عاری از منزلت و حقوق، بنابراین، کرامت، می‌کند. 

ایرانیان! 
    فرهنگ فرآورده خلاقیت انسان است. و این انسان خودانگیخته، مستقل و آزاد است که با فعال کردن هم‌آهنگ استعدادها و فضل‌های خویش و بکارگرفتن زبان آزادی، در هر چهار بعد واقعیت اجتماعی، یعنی در گستره‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، خلاق می‌‌شود. ‌واقعیت این‌است که سران رژیم زبان قدرت بکار می‌برند، یعنی بن‌مایه کلمه‌ها و جمله‌ها که می‌سازند و بر زبان و قلم می‌آورند، زور است. واقعیت این‌است که زبان زور همگانی گشته‌است. واقعیت این‌است که رواج این زبان گویای غفلت از حقوق و زور را تنظیم کننده رابطه‌ها کردن است. واقعیت این‌است که انقلاب اسلام را بیان استقلال و آزادی و استقلال و آزادی و رشد بر میزان عدالت اجتماعی را هدف گرداند. فضای استقلال و آزادی را پدید آورد تا که ایرانیان فرهنگ ساز، فرهنگ استقلال و آزادی ساز، به یمن رشد خود و عمران طبعیت بگردند. 
    بازسازی استبداد و بازگشت به اعتیاد به اطاعت از اوامر و نواهی قدرت، بی‌کران استقلال و آزادی را فضای بسته و خفقان‌آورگرداند. در این فضا، انسان تولید کننده نمی‌شود، مصرف کننده فرآورده‌های «فرهنگی» می‌گردد. اما فضای فرهنگی بسته فرآورده‌های فرهنگ استقلال و آزادی را به خود راه نمی‌دهد. فرآورده‌های ضد فرهنگ قدرت را به خود راه می‌دهد. ولایت مطلقه فقیه، یکی از فرآورده‌های این ضد فرهنگ وارداتی است. قدرتمداری نیز فرآورده ضد فرهنگ قدرت است. هستی ملتی را بباد دادن برای «ابر قدرت» منطقه و یا «قدرت» منطقه گشتن، خشونت باوری و خشونت گستری فرآورده‌های وارداتی ضد فرهنگ قدرتی هستند که مدعی بود و هست که اگر جنگ نباشد، جامعه‌ها چون آب راکد می‌شوند و می‌گندند و اگر خشونت نباشد، اعضای جامعه‌ها صلح طلب و بی‌حال و رمق می‌شوند. این پندار خون‌آلود و سخیف را عقول زورمداری ساخته‌اند و می‌سازند که از رشد، نه رشد انسان و عمران طبیعت که رشد قدرت می‌فهمیدند و می‌فهمند. «النصر بالرعب» فرآورده دِماغی است که معتاد به این‌گونه فرآورده‌های ضد فرهنگ قدرت است. این دماغ نمی‌تواند نشاط و شادابی و فعالیت و خلاقیت انسان خودانگیخته و در رشد را اندر بیابد. زورباوری او را کزکرده و هراسناک و نیازمند بکاربردن زور، بطور روزافزون، می‌کند. اگر آقای خامنه‌ای بفکر تبدیل بسیج به «اس اس» افتاده‌است، بخاطر آن‌است که در بیراهه‌ای سرگردان‌است که پیش از او، مستبدهای منطقه، بعثی‌ها، و در غرب، هیتلر و استالین و موسیلینی و فرانکو ، در آن سرگردانی تباه شدند. 
    اما این فضای فرهنگی بسته و خفقان‌آور را شما مردم ایران می‌توانستید نگذارید ایجاد بگردد اگر از خودانگیختگی ذاتی خویش غافل نمی‌شدید. برشما است که بدانید بنای رژیم ولایت مطلقه فقیه بر هرچه خفقان‌آورترکردن فضای فرهنگ است. در همان‌حال که وجودش، تجاوز ضد فرهنگ قدرت به فرهنگ استقلال و آزادی است، به تکرار، از «هجمه فرهنگی» سخن می‌گوید. 
    امید و نشاط ذاتی حیات را بازیافتن، توانائی خویش را در خلاقیت دانستن و خلاق شدن بمثابه یک مجموعه، انقلاب همین بود و همین است. انقلاب ایران زائو شد تا که، در ایران زمین، چنین شهروندانی پای به عرصه بگذارند. در جهانی که در خشونت فرو می‌رود، الگوی رشد به یمن خشونت زدائی بگردند. وجدان به حقوق خویش و بکار بردن این حقوق، بنابراین، رشد کردن از راه خلاق شدن و به یمن خلاقیت، خودانگیختگی را بکمال یافتن و به یمن خودانگیختگی به کمال، خلاق‌یت روزافزون جستن، انقلاب همین‌است. هرگاه به این انقلاب بر نخیزید، زور ویرانی بر ویرانی می‌افزاید و ایران بیابان می‌شود. 

۱۳۹۴ بهمن ۹, جمعه

اعدام یک شهروند کرد آیین یارسان


Capture
به گزارش وب سایت امنیتی ،مشرق نیوز و خبرگزاری پارس، فردین حسینی ، شهروند کرد ۳۵ ساله متولد صحنه کرمانشاه، پیرو آیین یارسان، در روز پنجشنبه ،اول بهمن امسال، به اتهام آنچه که شرکت در کشتن آخوندی به نام عباسعلی صباحی گلپایگانی، امام جمعه هشتگرد، در هشت ساله پیش نامیده شده است، در زندان کرج اعدام گردید.این زندانی عقیدتی ،پیرو آیین یارسان بوده، که به مدت ۶  سال زیر شدید‌ترین شکنجه‌هاقرار داشت،وی قبلا بارها این اتهام‌ها را تکذیب کرده و خواستار داشتن وکیل و رسیدگی پرونده در یک دادگاه عادلانه و بی‌ طرف  شده بود. وی متاهل بوده و دارای دختری ۱۵ ساله میباشد.